آبادانى بيشتر گردد ؛ وانگهى اين ارفاق نيز در سال آينده جبران خواهد شد . سليمان گفت : مادرت به عزايت بنشيند ، شير را بدوش ، اگر پايان يافت خون را . [ 36 ]
او بر موسى بن نصير ، سردار بزرگ در فتوحات مغرب و يكى از مؤمنان زاهد و از فرماندهان نظامى كوفه ، خشم گرفت . موسى بر دوستى اهل بيت و پايدارى در اين راه شهرت داشت . اينكه سليمان ، پس از آن همه خدمات بزرگ و فتوحات مهم ، موسى بن نصير را مغضوب قرار داد ، احتمالا به دليل همين دوستى وى با اهل بيت بوده است .
بسيارى از مورخان رنجهاى موسى بن نصير و جهادش را در راه گسترش اسلام ناديده گرفته و آنها را به طارق بن زياد ، كه تحت فرماندهى نظامى او عمل مىكرد ، نسبت دادهاند .
موسى داراى كارنامهء مشهورى است . او سرزمين مغرب را فتح كرد ، و غنائم بسيار به دست آورد . وى فرزندش عبد العزيز و دوستش طارق بن زياد را به تصرف سرزمينها گسيل مىداشت . اما سليمان نسبت به او كينه داشت و فرزندش عبد العزيز را به سال 98 ه . كشت . با اينكه عبد العزيز در گشودن بسيارى از شهرها نقش داشت و به صلاح و زهد و پارسايى متصف بود ، مورخان نسبتهاى ناروايى به او دادهاند كه با پايدارى و شيوه پسنديدهاش سازگار نيست .
ابن اثير در مورد قتل عبد العزيز گويد : اين ، از اشتباهات سليمان بود .
موسى بن نصير نيز مورد خشم سليمان قرار گرفت و انواع شكنجهها بر او اعمال شد و او را به پرداخت چهار هزار دينار و سى هزار درهم مجبور كردند .
عبد العزيز را كشتند و سرش را براى پدرش فرستادند ، اما موسى شكيبايى پيشه كرد و گفت : شهادت بر تو گوارا باد ، به خدا سوگند ، كسى را كشتند كه اهل روزه و عبادت شبانه بود .
موسى و پدرش نصير ، به دوستى اهل بيت شهره بودند . معاويه بر او خشم گرفت ، چرا كه او در جنگ صفين به نفع وى شركت نكرد .
عمر بن عبد العزيز
ابو حفص عمر بن عبد العزيز بن مروان بن حكم ، مادرش ام عاصم ليلى دختر عاصم بن عمر بن خطاب بود .
او وليعهد سليمان بن عبد الملك بود و در روز جمعه دهم ماه صفر سال 99 ه .