بخارى احاديث كسانى را استخراج كرده و آورده است كه از نظر عقيده و يا عدالت و يا وثاقت خالى از اشكال نيستند و برخى از آنان متهم به دروغگويى و جعل حديث هستند . به عنوان مثال تنى چند از آنان را مىآوريم : اسماعيل بن عبد الله بن اويس بن مالك ( د 226 ه . ) . يحيى بن معين گويد :
« اسماعيل آدمى آشفته در نقل حديث و دروغگو بود » . نسائى نيز سخنى دارد كه نشان مىدهد وى در ميان اهل مدينه به جعل حديث شهرت داشت .
زياد بن عبد الله عامرى ( د 282 ه . ) كه متهم به دروغگويى بود . ترمذى از وكيع نقل مىكند كه زياد بن عبد الله ، با وجود شرافت و مقامى كه داشت ، در نقل حديث دروغ مىگفت .
حسن بن مدرك سدوسى طحّان . ابو داود وى را دروغگو دانسته . او مطالبى نادرست به مشايخ حديث نيز القاء مىكرده است .
افزون بر افراد ياد شده ، كسان ديگرى از رجال صحيح بخارى نيز هستند كه متهم به عدم وثاقت مىباشند ، و ما در اينجا نمىخواهيم بيش از اين در اين مورد سخن بگوئيم .
و اما ضعفاء رجال صحيح بخارى را كمتر از هشتاد تن نگفتهاند . برخى از اينان از اين قرارند :
حسن بن ذكوان بصرى . وى را قدرى و اهل فريب و اشتباهكار دانستهاند .
احمد ، ابن معين ، نسائى ، ترمذى و ابن مدينى او را ضعيف شمردهاند .
احمد بن ابى طيب بغدادى ، سلمه بن رجاء تميمى ، بسر بن آدم ضرير و . . . كه حافظان حديث آنان را ضعيف دانستهاند .
و اما قدرى مذهبان رجال بخارى نيز بسيارند ، كه مىتوان به تنى چند از آنان اشاره كرد : عبد الله بن ابى لبيد مدنى ، عبد الله بن ابى نجيح مكى ، كهمس بن منهال سدوسى ، هارون بن موسى ازدى ، سفيان بن سليمان ، عبد الوارث بن سعيد و . . .
اينكه گفته شده است نقل و استخراج احاديث به وسيله بخارى ، خود دليلى است بر وثاقت و عدالت راويان آن احاديث ، و ديگر بر آنان نمىتوان ايراد گرفت ، فقط يك فرض است و دليلى براى اثبات اين مدعا وجود ندارد ، و شواهد و قرائن خلاف آن را اثبات مىكند ؛ گويا گويندگان چنين سخنى توجه به ملزومات ادعاى خود نداشتهاند . نظر بخارى در مورد اشخاص نمىتواند لزوما عدالت آنان را تضمين كند و سخن آخر تلقى شود ، چرا كه اختلاف در جرح و تعديل بىپايان است و
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: اسد حيدر
ص١١٣