آشكارا او را مدح و ثنا گويد . بسيارى از عالمان اسلام به نظم و به نثر سخنان وى را مردود اعلام كردهاند ، كه اكنون مجال ذكرشان نيست .
يكى ديگر از اين گروه راويان ، ابو الاحمر سائب بن فروخ ( د 136 ه . )
است ، كه شاعرى هجوگو و خبيث و فاسق بوده و با آل محمد عداوت داشته است .
وى كسى است كه درباره ابو عامر بن وائله صحابى ، معروف به ابو طفيل [ 21 ] ، چنين سروده است :
سوگند ياد مىكنم كه من و ابو طفيل دو تفكر داشته ، و خداوند گواه است وى به واسطه دوستى ابو تراب گمراه شد چنان كه يهود از حق دور افتاده و گمراه شدند [ 22 ] اين شخص نيز مانند مرد پيشين باز به مخالفت با اين سخن پيامبر كه : « حق با على است و على با حق است » و نيز : « على با قرآن است و قرآن با على است » سخن گفته است . از اين نوع سخنان بسيار از پيامبر نقل شده است و نشان مىدهد كه هدايت در پيروى از على ( ع ) و گمراهى در مخالفت با على ( ع ) است . اما اين شاعر اموى سخنان پيامبر را رد مىكند و مقام نبوت را هتك مىكند . پس چه جايى براى عدالت وى مىماند و چه اطمينانى به گفتههاى اوست ؟ ! نمونه ديگر ، حريز بن عثمان ( حمصى 23 ) ( د 163 ه . ) است . وى ناصبى مشهورى است و از كسانى است كه عداوتش با على ( ع ) روشن است . او آشكارا مىگفت : من على را دوست نمىدارم ، چرا كه پدرانم را كشته است . نيز مىگفت :
براى ما امامى است ( يعنى معاويه ) و براى شما هم امامى است ( يعنى على ) .
كسان ديگرى نيز در صحيح بخارى از رجال حديث شمرده شدهاند كه به ناصبى بودن و ناسزاگويى به على ( ع ) شهرهاند مانند : اسحاق بن سويد تميمى ( د 131 ه . ) ، عبد الله بن سالم اشعرى ( د 179 ه . ) ، زياد بن علاقه ابو مالك كوفى ( د 129 ه . ) و ديگر كسانى كه از نواصب و خوارج بوده و آشكارا با على ( ع ) به دشمنى پرداخته و تظاهر به بدگويى وى كردهاند ، و حال آنكه پيامبر فرمود : « يا على ، جز مؤمن تو را دوست ندارد ، و جز منافق دشمنت نيست » . منافقان در پايينترين جايگاه دوزخ در آتش قرار دارند .
بنابراين چگونه اخبار و احاديث چنين كسانى را تصديق كنيم ؟ ( و خداوند شهادت مىدهد كه منافقان دروغگويانند ) .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: اسد حيدر
ص١١٥