پس حق و ضرورت نقد علمى اقتضا مىكند ، احاديثى را كه بخارى از راويانى كه با احاديث پيامبر مبنى بر دوستى با اهل بيتش مخالفت كرده و با على ( ع ) دشمنى ورزيده و به ناصبى بودن شهرت دارند ، نقل و استخراج كرده ، ناديده انگاريم و از اين نظر بر وى خرده بگيريم . شايد علل ناشناختهاى وجود داشته كه بخارى را واداشته تا از آنان حديث نقل كند ، اما نمىدانم آيا اين سخن پيامبر به على كه : « جز مؤمن تو را دوست ندارد ، و جز منافق با تو دشمن نيست » نيز بر بخارى پوشيده بوده است ؟ اين سخن پيغمبر حتى در عصر صحابه كاملا شهرت داشت و منافقان از طريق بغض و عداوت با على ( ع ) شناخته مىشدند . آيا بغض على ( ع ) بغض رسول الله ( ص ) نيست ؟ آيا بر بخارى اين گفته پيامبر پوشيده بود كه وى فرمود : يا على ، جنگ با تو جنگ با من ، و صلح با تو صلح با من است ؟ آيا نسبت على به پيامبر مانند نسبت هارون به موسى نيست ؟ كه شخص بخارى نيز اين حديث را در جلد دوم ص 199 صحيح خود آورده است .
احاديث مربوط به فضيلت على ( ع ) و آل على هزاران است كه حافظان حديث از طرق گوناگون نقل كردهاند ، اما بخارى جز سه يا چهار حديث در اين باب نياورده است ، و اين امر معقولى نيست كه گفته شود اين عدم نقل به دليل عدم اعتقاد به صحت آن احاديث بوده است . در اينجا بايد مسألهء ديگرى در ميان باشد . شايد وى داراى شجاعت و جسارت معنوى لازم نبوده است ؛ چنان كه برخى از نويسندگان سخنى به اين مضمون گفتهاند كه بخارى ، بر خلاف احمد بن حنبل كه شجاعانه احاديث بسيارى را در فضايل على و شيعيانش در كتاب مسند خود آورد ، از ترس عباسيان جرأت نكرد احاديث مربوط به اهل بيت را نقل كند .
تذكر اين نكته لازم است آنچه حافظان حديث و عالمان امت از طرق صحيح درباره اهل بيت استخراج كرده و آوردهاند ، ميزان محافظهكارى بخارى را در مورد خودداريش از ذكر فضايل آل محمد آشكار مىكند .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: اسد حيدر
ص١١٦