تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
خود ، خشمگين به ديدار امير رفت و به او گفت : دوستم را كشتى و اموالم را گرفتى ، آيا نمىدانى كه آدمى در عزا مىتواند بخوابد اما در جنگ خواب ندارد ؟ امام با خشونت و درشتى با فرماندار سخن گفت . امير تلاش كرد كه جنايت را به عهده فرمانده پليس بگذارد و خود را تبرئه كند . وى براى پنهان ماندن حقيقت دستور قتل فرمانده پليس را صادر كرد ، اما آن شخص رسوايش ساخت و هنگام اعدام گفت : مرا به كشتن مردم فرمان مىدهى ، و من آنان را مىكشم ، آنگاه حكم اعدام مرا صادر مىكنى ؟ در مورد زمان حادثه مرگ معلى بين مورخان اتفاق نظر وجود ندارد ، گاه مىگويند كه زمان سفاح بوده و گاه مىگويند در زمان منصور بوده است . در حال حاضر امكان ندارد كه تمامى اصحاب امام و راويان حديثش را از شيعه و غير شيعه شماره كنيم و در اينجا بياوريم ، و لذا به همين اندازه بسنده مىكنيم ، اميد آن است كه برخى از بنام‌ترينشان مانند : عبد الملك بن اعين ، زرارة بن اعين ، فرزند زراره ، على بن يقطين ، عمار دهنى ، عمرو بن حنظله ، فضيل بن يسار ، ابو بصير ، مؤمن طاق ، محمد بن مسلم ، معاوية بن عمار ، مفضل بن عمر ، هشام بن سالم و . . . را در جلد سوم بياوريم .

سخنى با بخارى

شهرت بخارى

كتاب صحيح بخارى [ 11 ] شهرتى عظيم كسب كرد ، و آن در ميان كتب حديث به درجه‌اى از مقبوليت رسيد كه يگانه شد ، و به منزلتى دست يافت كه هماوردى نيافت . خرده گرفتن بر بخارى مشكل است ، چرا كه انتقادكننده متهم به بدعت‌گرايى و خروج از سنت مؤمنان خواهد شد . [ 12 ] به همين دليل است كه اكثر حافظان حديث از نقد آن بيم دارند ، و در برابر آن خضوع و تسليم نشان مىدهند . ذهبى گاه در برابر برخى از احاديث بخارى توقف مىكند و مىگويد : اگر عظمت و هراس از « صحيح » نبود مىگفتم اين حديث جعلى و ساختگى است . ابن حزم بعضى از احاديث بخارى را ضعيف شمرد ، [ 13 ] و لذا مورد حمله قرار گرفت ، چرا كه تسليم و اطاعت محض در برابر بخارى و صحيح او سنتى معمول است ، و جرأت آزادانديشى و ابراز نظر آزاد را از همگان گرفته است .