تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و در روزگار على بن موسى الرضا وفات يافته است . او يكى از شش نفرى است كه صحيح‌هايش مورد تأييد است . حماد بن عثمان بن زياد رواسى كوفى ( د . 190 ه ) . او از امام صادق ، امام كاظم و امام رضا روايت كرده ، و يكى از شش نفرى است كه ذكرش گذشت . حارث بن مغيره نصرى . از امام باقر و امام كاظم حديث نقل كرده است . وى جليل القدر است و رواياتش مقبول شمرده مىشود و داراى منزلت عظيمى است . هشام بن حكم بغدادى كندى ، كنيه‌اش ابو محمد و به گفته‌اى ابو الحكم ، مولى قبيله بنى شيبان . او كوفى بود اما به بغداد كوچ كرد . ابن نديم گويد : هشام از بزرگان اصحاب ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق است . وى از متكلمان شيعى است ، و از كسانى است كه كلام را در باب امامت شكافت و مذهب را پيراست و انديشه را تهذيب كرد . او در سخنورى مهارت داشت و در پاسخگويى همواره آماده بود . از وى سؤال شد ، معاويه در جنگ بدر شركت داشت ؟ ، گفت : آرى ، منتها در آن طرف جبهه [ منظور جبهه مشركان است ] . وى در محله « كرخ » بغداد زندگى مىكرد ، و در دوران سقوط برمكيان ، در حالى كه پنهان بود ، درگذشت . برخى گفته‌اند كه در روزگار خلافت مأمون وفات يافت . هشام داراى تأليفاتى است كه از آن جمله‌اند : كتاب الإمامة و كتاب الدلالات . آنگاه ابن نديم بيش از بيست اثر از هشام را ذكر مىكند . امام صادق در حق وى چنين دعا كرد : « مادام كه ما را با زبانت يارى مىكنى ، در پناه روح القدس باشى » . وى در آغاز از پيروان جهنم بن صفوان بود ، ولى پس از آن ، با دليل و نظر ، به امامت شيعى گرويد . امام صادق درباره او فرمود : « اين با قلب و زبان و دستش ياور ماست » ؛ و باز درباره او گفت : « هشام بن حكم از پيشتازان احقاق حق ما ، و پيشگام نشر گفته‌هاى ما ، و تأييدكننده راستى ما ، و در هم شكننده دشمنان ماست » . هشام مىگفت : « كسى مثل مخالفان ما نيست ، چرا كه آنان كسى را كه خداوند در آسمان به ولايت برگزيده ، بر كنار كرده ، و كسى را كه از آسمان بركنارش كرده به ولايت بركشيده‌اند » . هشام داراى اخبار فراوان ، و مباحثات بسيار ، و جدالهاى فكرى متعدد با دشمنان آل محمد است ، و او در بحث و گفت‌وگو غرق مىشد ، اما با سرافرازى و پيروزى بيرون مىآمد .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 106 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى