تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
شامى گفت : آرى . هشام گفت : پس چرا در ميان ما اختلاف است ، تو از شام به اينجا آمده‌اى و گمان مىكنى كه نظرت موافق دين است ، و حال آنكه اعتراف دارى كه در موضوعى واحد دو نظر پيدا نمىشود ؟ شامى ساكت شد و گويى به فكر فرو رفته باشد . امام صادق گفت : چرا سخن نمىگويى ؟ شامى گفت : اگر بگويم اختلاف در ميان نيست ، دروغ گفته‌ام ، و اگر بگويم كتاب و سنت رفع‌كننده اختلاف‌اند ، نادرست است ، زيرا هر دو داراى ابعاد و وجوه مختلف‌اند . اما من نيز عليه ايشان چنين استدلالى دارم . امام گفت : از او سؤال كن ، وى را دانا خواهى يافت . از هشام پرسيد : چه كسى به بندگان بيشتر توجه دارد ، خدايشان به آنها ، يا خودشان به خودشان ؟ هشام گفت : قطعا خدايشان مرد گفت : آيا خداوند كسى را قرار داده است كه محور وحدتشان و رفع‌كننده اختلافاتشان باشد و حق و باطل را برايشان روشن كند ؟ هشام گفت : آرى مرد گفت : او كيست ؟ هشام گفت : در آغاز شريعت رسول الله بود ، پس از وى ديگرى است . مرد گفت : او كيست ؟ هشام گفت : در حال حاضر مردى كه اينجا نشسته و كاروانيان به ديدارش مىشتابند ، همان است ( منظور هشام امام صادق بود ) . . . [ 10 ] معلى بن خنيس . وى از اصحاب امام صادق و از دوستانش بود ، در راه خدا شكنجه و به دليل دوستى آل محمد كشته شد . امير داود بن على ، به دلايلى كه روشن است ، او را كشت و اموالش را مصادره كرد چرا كه معلى از ياران ويژه امام صادق بود و اين امر خشم فرماندار را برانگيخت . هنگامى كه داود بن على فرماندار مدينه و يا تمامى جزيره ( عربستان ) شد ، فشارها و ستمگريها و سختگيريهاى فراوان بر طالبيان روا داشت و به تعقيب آنان و يارانشان پرداخت . در اين احوال طبعا كسى چون معلى كه با امام ارتباط داشت نمىتوانست از دست امير جان سالم به در برد . مرگ معلى سخت بر امام صادق گران آمد و اندوهناكش ساخت ، بر خلاف عادت هميشگى
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 108 | اسد حيدر / حسن يوسفى اشكورى