مرحله اول : در اين دوره مردم غير معصوماند اما افكار عمومى آنان معصوم مىباشد .
مرحله دوم : در اين دوره همه مردم معصوماند ؛ عصمتى كه بر اساس عدالت كامل استوار مىباشد . توضيح اين دو مرحله بعدا خواهد آمد .
( 1 ) محور سوم : در اينجا دربارهء شناخت جزئيات برنامه كلى الهى براى دوران پس از ظهور و اصول كلى آن به اندازه ممكن سخن خواهيم گفت ؛ همان جزئيات و اصولى كه مىتواند اجتماعى را كه در محور اول با مشكلاتش آشنا شديم ، متحول ساخته و آن را شايسته اتصاف به ويژگىهايى نمايد كه در محور دوم دربارهاش سخن گفتيم . در اينجا اگر از اين اصول سخن مىگوييم ، در واقع تنها به مواردى مىپردازيم كه ممكن است در اوايل تأسيس دولت جهانى وجود داشته باشد ؛ زيرا شناخت اصول موجود در اين دوره امكان بيشترى دارد تا شناخت اصول موجود در دورههاى بعدى ( جوامع معصوم بشرى ) چون همانطور كه قبلا هم تأكيد كردهايم ، پژوهندگان از درك ژرفاى حقيقى انديشهها و قوانين آن دورهها ناتوانند . در نتيجه نخواهيم توانست از آن جوامع معصوم ، به تفصيل آگاه شويم .
از جمله اصول كلى حاكم بر دوران پس از ظهور كه اينك امكان تصور و اثبات آن به مدد اصول كلى حاكم بر عصر غيبت وجود دارد ، موارد زير مىباشد :
( 2 ) اصل اول : تربيتيافتگى فرهنگى بر اساس اسلام ناب و عدالت محور كه پايه و اصل تشكيل نظام مهدوى است .
بر اين اساس به هر فرد و ملتى به طور تدريجى و مرحله به مرحله ، روشهاى فرهنگسازى اعطا مىشود و هرگاه مرحلهاى طى شود ، فرد يا جامعه شايستگى مرحله جديدى از فرهيختگى را پيدا مىكند . پس ملتهاى غير مسلمان در نتيجه دلايلى كه خواهيم گفت به اسلام دعوت خواهند شد و با خشنودى و رضايت به آن خواهند گرويد و هر تازه مسلمان و يا مسلمانى كه بر اساس برنامه سابق الهى به درجه مطلوبى از تربيت نرسيده باشد ، بر اساس فرهنگ كلى اسلامى كه بر طاعت پروردگار و دورى از معصيت تأكيد دارد ، تربيت خواهد شد . و هر كس به اين درجه از تربيت نايل گردد به آن چنان فرهيختگى دست مىيابد كه طبق مصالحى كه در آن روز وجود دارد ، او را شايسته درك كامل افكار و مفاهيم و قوانين جديدى مىگرداند . پس از اين نيز ارتقا و تكامل ادامه پيدا مىكند و هر فردى به اندازه قابليت و تلاشش از آن بهرهمند مىشود . امام مهدى عليه السّلام مراحل آغازين و پايههاى اصلى اين آموزش و فرهنگسازى را ( آن چنان كه در اين كتاب خواهيد خواند ) به آسانى و سرعت اجرا مىنمايد ولى در مراحل بعدى كه نوبت به پيادهسازى و اجراى آن اصول مىباشد به فراخور تربيت هر امتى ، تدريجى و آهسته خواهد بود .
( 3 ) اصل دوم : تربيت نيروى اراده و اخلاص در بشر براى بر عهده گرفتن مسئوليتهاى جديد در دولت عدل جهانى .
در اينجا روش كلى ، در مرحله نظر و انديشه ، مشابه با روشى است كه در برنامه اول الهى در پيش گرفته شد كه عبارت بود از عبور دادن فرد از گذرگاه سختىها و امتحانها به سوى عدالت تا آن كه موضع و عكس العمل خود را در برابر آن مشخص نمايد . در نتيجه اگر رفتارى اسلامى و عادلانه در
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: حسن سجادپور
ص٩٦