مطرح نمىگردد . عبادت چگونه مىتواند مانعى براى كار باشد در حالى كه كار كردن ، راه رسيدن به اقتصاد مطلوب است و آن هم به نوبه خود ، كمك كار عبادت است . از سوى ديگر كار نيز چگونه مىتواند مانع از عبادت شود در صورتى كه هدف اصلى از زندگى انسان ، عبادت مىباشد . در نتيجه بايد گفت كار و عبادت هر دو در مسير هدف والاى بشر قرار دارند . از اين رو مىتوانيم به اين اشكال در دو سطح پاسخ دهيم :
( 1 ) سطح اول : تصور ناسازگارى بين كار و عبادت و مانع بودن كار زياد از عبادت ، در نظام عدل جهانى جايى ندارد زيرا مىتوان بين آن دو جمع نمود و آنها را به صورتى متعادل سازماندهى كرد به طورى كه هر كدام نيازى تربيتى از بشر را بر آورده سازند .
( 2 ) سطح دوم : مفهوم كار و عبادت با يكديگر همسازى دارند ؛ در نتيجه اگر كار در مسير عبادت ( مطابق با نظام عدل كامل ) قرار گيرد ، خود مىتواند عبادت باشد و در آن صورت از برترين عبادتها در روابط فرد با ديگران خواهد بود . البته به اين شرط كه شخص ، اين ارتباط و هدفگيرى را دريابد زيرا اين درك باعث مىشود كه او در زمان انجام كار در كارخانه ، بازار و . . خود را در حال عبادت بداند . هرگاه به خوبى بينديشيم در مىيابيم كه كار به خودى خود هدف نيست بلكه بايد در مسير مصالح عمومى و بسترسازى براى عبادت واقعى پروردگار قرار گيرد در اين صورت بايد حد و اندازه مشخصى داشته باشد ؛ هرگاه لازم باشد ، زياد شود و در شرايطى ديگر كه مصلحت ايجاب نمايد ، كم گردد .
( 3 ) اصل چهارم : نظارت عمومى دولت جهانى بر جزئيات اجراى برنامه جديد الهى در حوزههاى اجتماعى و قانونگذارى .
دولت عدل بر نشر و تبليغ فرهنگ عمومى نظارت خواهد كرد و همانطور كه خواهيم گفت برخى آزمايشها را انجام خواهد داد و همچنين با نظارت و مراقبت از افراد در درجات مطلوب كمالى ، آنها را به ميزان استعداد و آمادگىشان براى رسيدن به موفقيت يارى مىدهد . دولت جهانى در حافظه خود ، پيروزشدگان در فرآيند آزمايش و امتحان و نيز ناكامان و شكستخوردگان در آن را ثبت و ضبط خواهد كرد .
پس از اين روشن خواهد شد كه آن دولت چه نقش مهم و اساسى در تربيت افراد و تأثيرگذارى در زندگى روانى ، عاطفى ، عقلى و اجتماعى آنان دارد و اين از مواردى است كه موفقيت دعوت مهدوى و اجراى كامل عدالت را تأييد مىنمايد ، همانطور كه عبور موفقيتآميز و سريع و ساده افراد را از مراحل اوليه كمال تصديق مىكند .
( 4 ) برنامه جديد و گذشته به سبب اختلاف در اهداف ، در اين اصل نيز اختلاف دارند ، زيرا هدف از برنامه گذشته ، جداسازى پاكان از پليدان و به ثمر نشاندن تلاشهاى مخلصان و عمق بخشيدن به اخلاص آنها بود تا بتوانند پيشگامان تأسيس دولت عدل جهانى در روز موعود باشند .
در برنامه گذشته ، سخنى از كمك به مردودشدگان در آزمونهاى الهى و يا فراهم آوردن فرصتهايى براى موفقيت آنها به ميان نمىآيد ، بلكه اين افراد با ظلمى كه به خود روا داشتند ، استحقاقى جز مجازات و عقوبت ندارند . با اين حساب ديگر نيازى به نظارت متمركز بر فرآيند فرهنگسازى و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: حسن سجادپور
ص٩٩