مىنمايند ؛
و ) ضعف اخلاص و نيروى اراده در نزد بيشتر مسلمانان ؛ زيرا ثمره و محصول برنامه اول الهى به وجود آمدن اخلاص عميقى بوده است كه تنها در نزد بخش اندكى از مسلمانان به فعليت رسيده و اين اثرگذارى در مجموعه امت اسلامى روى نداده است و البته اين امرى طبيعى است زيرا زمين را ظلم و ستم و انحراف پر كرده است .
( 1 ) اينها مهمترين ضعفها و نقايص از جنبهء دينى است و جامعهاى كه امام مهدى عليه السّلام براى نخستين بار با آن روبرو مىشود مالامال از آنهاست . نيز اينها تآثيرگذارترين مسائل در بناى دولت جهانى مىباشد . چون قبلا دانستيم كه اسلام ، برنامه كامل و عادلانهاى است كه آن حضرت پياده خواهد كرد و امّت اسلامى آن امّت پيشگامى است كه در نوك پيكان تلاشهايى قرار دارد كه آن دولت را بنا مىنهد ؛ در نتيجه هر مشكلى كه در اين امت وجود داشته باشد به معنى وجود مانع در راه نيل به هدف تأسيس دولت جهانى است .
( 2 )
مشكلات بر سر راه تأسيس دولت جهانى
مقصود از اين مشكلات و موانع ، امورى است كه در جهتگيرىهاى غير دينى و وضعيت فلاكتبار مردم دنيا وجود دارد كه همگى ناشى از رويكردهاى مادهگرايانه و سكولاريستى است .
نظام مهدوى كه با اين مشكلات و كاستىها روبرو مىگردد مسئوليت دارد تا گامهاى قاطعى براى حل آنها بردارد .
( 3 ) محور دوم : هدف برنامه دوم عبارتست از نيل بشر به كمال برتر خويش در زمين تا در نهايت و طى حركتى تدريجى ، فرد بتواند « معصوم » شود « 1 » و در اين « عصمت » ، به رشد و تكامل برسد . معناى اين سخن آن نيست كه در همان آغاز ، همگى انسانها به چنين جايگاه ارجمندى مىرسند بلكه به اين معناست كه راه براى هر كس به مقدار قابليتهاى فردى و به ميزان فرمانبردارى و فداكارىاش در راه حق و عدالت ، هموار است .
( 4 ) از اين رو اين مطلب ، شبيه همان چيزى است كه در برنامه پيش از ظهور ملاحظه كرديم . هدف آن برنامه نيز عمق بخشيدن به فرهنگ اسلامى در ميان امت و تقويت اراده ايمانى آنها در برابر مشكلات بود « 2 » و ديديم كه مردم چگونه از اين اهداف به مقدار قابليتها و فداكارىشان بهره مىبردند و چه سان اين برنامه باعث تكامل تدريجى آنها مىشد .
اين برنامه با برنامه قبل تنها در « نتيجه دهى » تفاوت دارد . در خلال برنامه سابق جز اندكى به موفقيت حقيقى نرسيدند اما در اين برنامه بيشتر مردم موفق خواهند شد و در طى زمانى طولانى همه افراد در حركتى تدريجى و آرام به منزلگه مقصود خواهند رسيد .
در ادامه بحث توضيح داده خواهد شد كه جامعه بشرى در نتيجه تدابيرى كه دولت جهانى وضع مىكند از دو مرحله عصمت عبور خواهد كرد :
هامش
( 1 ) . مراد عصمت غير واجب است كه در آن احتمال ظلم و گناه نمىرود ولى احتمال خطا و فراموشى وجود دارد .
( 2 ) . اين عمقبخشى در كنار فهم دينى به پيش مىرود . از اين رو اين فرهنگ اسلامى ژرف در نزد عدّه زيادى وجود ندارد .