تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بود كه انسان‌هاى گذشته و حاضر را به سوى اهداف مطلوبش سير دهد . . . به تعبير روشن‌تر ما به دليل زيستن در زمان پيش از ظهور با برنامه اول زندگى مىكنيم و بدين جهت آگاهى ما از جزئيات اين برنامه ( از طريق اصول كلى و شناخته شده و نيز از طريق آنچه كه بالعيان مشاهده مىنماييم مانند برخى جزئيات كه تحقق پيدا كرده ) تا حدّ زيادى ميسر است ؛ اما براى شناخت برنامه الهى براى دوران پس از ظهور با موانعى روبرو هستيم : 1 . فاصله زمانى ما با آن دوره ، به طورى كه نمىتوان رويدادهاى آن را شخصا مشاهده كرد ؛ 2 . براى شناخت آن دوره ، بيشتر به اصول كلّى بسنده مىشود . اين اصول ، تنها به كليات مىپردازد و از بيان جزئيات در مىماند ؛ 3 . ما از قوانين جديد و نظام حكومتى كه در آن عصر اعلان خواهد شد ( يعنى همان چيزى كه راه ما را براى شناخت اين برنامه هموار مىسازد ) بىاطلاع هستيم . ( 1 ) برنامه الهى براى دوران پس از ظهور از سه جهت قابل بررسى است : محور اول : درباره ويژگىهاى كلى جامعه‌اى كه نقطه عزيمت اين برنامه است ، بايد گفت آن جامعه ، جامعه‌اى جهانى است كه حكومت امام مهدى عليه السّلام در آن استقرار يافته و براى نخستين بار عدالت كامل در آن پياده خواهد شد . معناى « پياده كردن عدالت كامل » اين است كه حاكميت فراگير در جهان بر پايه عدل استوار شده باشد و هر گونه مانعى از سر راهش برداشته شود . البته اين بدان معنا نيست كه در همان آغاز ، تك تك افراد اجتماع شخصيتى اسلامى ، عادل و كامل پيدا مىنمايند . ( 2 ) امام مهدى عليه السّلام - همانطور كه به تفصيل خواهيم گفت - افراد بسيارى را كه در آزمايش‌هاى موجود در برنامه گذشته الهى مردود شده‌اند و براى عدالت كامل در اجتماع جديد ، خطرى بالفعل محسوب مىشوند ، خواهد كشت . اما با وجود اين تصفيه‌ها ، همچنان كاستىها و ضعف‌هايى باقى خواهد ماند كه وظيفه بر طرف كردن آنها كه طبيعتا با نيروى نظامى هم امكان‌پذير نيست ، به طور عام بر عهدهء برنامه جديد و به طور خاص بر عهده امام عليه السّلام مىباشد . ( 3 ) در اينجا برخى از اين كاستىها و نقايص را مىآوريم : الف ) وجود اهل ذمه كه پيرو پيامبران گذشته مىباشند . در زمان دولت جهانى به آنان - طبق قواعد اسلامى كه اينك مىشناسيم - اجازه داده مىشود كه در برابر پرداخت جزيه بر دين خود باقى بمانند و يا در صورت تمايل به اسلام بگروند ؛ ب ) وجود پيروان مذاهب مختلف اسلامى كه به معارضه با نظام جديد نپرداخته‌اند ؛ ج ) نقص و كاستى فرهنگ عمومى اسلامى نسبت به جهانى كه براى اولين بار با قوانين اسلام روبرو مىشوند . آنها مردمانىاند كه تا پيش از ظهور در كفر به سر مىبرند ولى پس از آن اسلام مىآورند ؛ د ) نقص و كمبود فرهنگ عمومى اسلامى در ميان خود امّت اسلامى به دليل دورى آنها از اسلام حقيقى در طول عصر فتنه‌ها و انحرافها ؛ ه ) نقص و كمبود فرهنگ اسلامى در امّت اسلامى به طور خاص و در كل بشريت به طور عام ، نسبت به قوانين جديدى كه امام مهدى عليه السّلام صادر خواهند فرمود و نيز انديشه‌هاى عميقى كه مطرح
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 94 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر