استقرار عدالت كامل و اولين روز اجراى برنامه دوم مىباشد .
( 1 ) احتمال دوم : تصوّر فرض اول ، خالى از تسامح نيست زيرا برنامه گذشته هنگامى به طور كامل به ثمر مىنشيند كه حكومت جهانى تشكيل گردد و با اين حساب بايد گفت تلاشهاى امام و يارانش براى تسلط بر عالم ، مندرج در برنامه سابق است به دليل اين كه جهاد و تلاش امام عليه السّلام و اصحابش ، آخرين حلقه از زنجيرهء تأسيس دولت جهانى است ؛ در نتيجه هر زمانى عدالت پياده شود و دولت عدل جهانى تشكيل گردد ، برنامه گذشته پايان مىپذيرد و اولين لحظه شروع به كار دولت جهانى ، نقطه آغازين برنامه دوم است و ديگر بين دو برنامه فاصله زمانى ملموس و قابل تفكيكى وجود نخواهد داشت .
( 2 ) احتمال سوم : دورهء زمانى تلاش و جهاد امام عليه السّلام براى فتح جهان ، مندرج در برنامه جديد است ، نه برنامه گذشته ؛ زيرا فرض اين است كه هدف از برنامه گذشته ، خود واقعه ظهور و آمدن رهبرى جهانى مىباشد . در اين صورت برنامه گذشته در لحظه ظهور پايان خواهد پذيرفت زيرا دليلى وجود ندارد كه آن برنامه پس از ثمردهىاش ، هم چنان باقى بماند .
برنامه جديد از آغازين لحظه ظهور شروع مىشود و دوره جهاد و تلاش براى فتح عادلانه جهان ، مندرج در همين برنامه است . هدف نهايى از ظهور ، پديد آمدن « عبوديت مطلق » خداوند در كل جهان است و اين هدف برتر ، تشكيل دولت عدالت جهانى را مىطلبد و به طور طبيعى براى تشكيل اين حكومت بايد بر عالم تسلّط پيدا كرد ، و چون تلاشهايى كه در راه فتح جهان صورت مىپذيرد از جمله اهداف برنامه دوم است پس اين هدف در همان برنامه قرار دارد و در ذيل آن مىگنجد .
( 3 ) به نظر مىرسد با توضيحاتى كه آورده شد ، احتمال دوم صحيح باشد . ولى به هر روى اين بحث بيشتر اصطلاحى و اعتبارى است زيرا تفاوتى نمىكند كه سيطره بر جهان ، داخل در برنامهء اول باشد يا دوم . آنچه مسلم مىباشد اين است كه دوره تسلّط بر جهان در طول خط تكامل بشريت - كه چارهاى جز استمرارش نيست - قرار دارد و ما اين بحث را تنها به جهت بررسى ابعاد مختلف اين انديشه آورديم و نه بيشتر .
( 4 )
اصول كلى برنامهء پس از ظهور
براى آشنايى با اصول و جزئيات برنامه كلى الهى در دوران پس از ظهور ، بايد بار ديگر به آنچه در مقدمه گفته شد توجه نمود و آن اين كه : پژوهندهاى كه در دوران پيش از ظهور مىزيد نمىتواند ژرفاى حقيقى رويكرد قانونى و فكرى عميقى را كه در دوران پس از ظهور بر جهان حاكم مىشود ، به درستى درك نمايد . لذا همان بهتر كه جزئيات و فروعات اين بحث تا زمان تحقق آنها در عالم غيب دست نخورده باقى بماند .
يك پژوهشگر ، تنها مىتواند خطوط كلى و مسائل مهم و عمومى دوران پس از ظهور را آن هم در چارچوب فرهنگ اسلامى موجود در عصر خويش درك نمايد .
به اين ترتيب يكى از نقاط اختلاف بين آن دو برنامه را مىشناسيم . برنامه پيشين الهى براى آن