2 - همانطور كه گفتيم براى بازگشت همهء امامان معصوم عليهم السّلام ، چه به صورت عكس و چه بدون ترتيب ، دليل كافى نيافتيم . فقط به بازگشت على بن ابى طالب عليه السّلام و فرزندش امام حسين عليه السّلام آن هم پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تصريح شده است . و زمانى كه بازگشت همه دوازده امام ثابت نشده است چگونه مىتوان آن را بر اين گونه اخبار حمل نمود .
( 1 ) در دومين تأويلى كه مجلسى از آن ياد كرده است ، وى به طور خلاصه به وجود همزمان امامان معصوم و اولياى صالح در جامعه پس از مهدى اعتراف نموده اما حاكميت اصلى را از آن معصومان عليهم السّلام دانسته و آن اولياى صالح را به عنوان كارگزاران معصومين در امر هدايت انسانها معرفى نموده و بدين ترتيب سعى كرده است تعارض بين اين روايات را بر طرف سازد .
( 2 ) روشنترين اشكال به اين مطلب آنست كه روايات صراحت دارند اوليا در بالاترين سطح حاكميت پس از رحلت امام مهدى عليه السّلام قرار دارند ، و كوتاه آمدن از اين سخن صريح ، تأويلى باطل است . مانند اين سخن « قطعا مردى از ما اهل بيت به حكومت مىرسد . » يا اين سخن كه : « وفات [ مهدى ] كه فرا رسد ، خلافت را به فرزندش كه نخستين از مهدىها است تسليم خواهد كرد . »
( 3 ) علامه مجلسى در صورت دوم به طور ضمنى براى رجعت استدلالى را آورده كه خلاصهاش چنين است :
بر اساس انديشه اسلامى كه تا وقتى بشريت وجود دارد ، بايد در زمين حجتى باشد ، حتى اگر تنها دو نفر بر روى زمين باشد ، يكى از آنها بايد بر ديگرى حجت باشد . بنابراين اگر رجعت را نپذيريم ، زمين پس از امام مهدى عليه السّلام خالى از حجت خواهد ماند . پس بايد بازگشت امامان معصوم عليه السّلام را پذيرفت .
( 4 ) اما خوشبختانه خود مجلسى به اين استدلال به طور ضمنى پاسخ داده كه خلاصهاش را در اينجا مىآوريم :
لازم نيست براى تحقق اين اصل ( خالى نماندن زمين از حجت خدا ) معتقد به رجعت امامان معصوم شويم ؛ زيرا بازگشت اولياى صالح نيز اين اصل را تحقق خواهد بخشيد .
به صريح سخن علامه مجلسى « اولياى پيامبران و اوصياى امامان عليهم السّلام نيز حجتهاى پروردگارند . »
پس در اين صورت زمين با وجود اينان نيز هم چنان باقى خواهد ماند و خالى از حجت نخواهد بود .
بدين ترتيب ، اين اصل نه رجعت را ثابت مىكند و نه با حكومت اولياى صالح منافاتى دارد .
( 5 ) نقد سخن طبرسى : هم چنان كه خود او نيز يادآورى مىنمايد ، روايت حكومت فرزند امام مهدى عليه السّلام پس از رحلت آن حضرت ، قطعى و يقينى نيست زيرا رواياتى كه از حكومت اولياى صالح سخن مىگويد ، متواتر نيست . البته پس از اين خواهيم ديد كه اين روايتها شايستگى اثبات تاريخى را دارند و همين براى ما كافى است . اما اين سخن او كه پس از دولت قائم ، دولتى نخواهد بود ، سخن درستى است زيرا اگر مقصود از دولت قائم ، نظام حكومتى او باشد ، بايد گفت كه آن نظام تا پايان عمر
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 553
مساهمون: حسن سجادپور
ص٥٥٣