عصر عليه السّلام تفاوتهايى ژرف و اساسى وجود دارد ، آن قدر كه اين سخن صادق مىشود : « پس از مهدى خيرى در زندگى دنيا نيست » .
( 1 ) به نظر مىرسد راز اين مطلب در دو نكته اساسى نهفته است :
نكته اول : بين امام مهدى عليه السّلام و جانشين او از لحاظ شخصيتى و بينش ، تفاوتى آشكار وجود دارد كه در اقدامات و عملكردهاى آن دو پيداست .
نكته دوم : پيش از تحقق جامعه معصوم ، همچنان در گوشه و كنار جهان ، افراد و جوامعى وجود دارد كه به دليل عدم ارتقاى مدنى و يا تمدنى و به رغم تلاشهاى مجدانه امام عصر عليه السّلام ، فاصلهشان از كاروان بشريت پس از رحلت پيشواى بزرگ جهان ، بسيار زياد خواهد بود و نيز اين احتمال مىرود كه بسيارى نيز از ضرورت فرمانبردارى و تعامل با رهبر جديد به دليل تفاوت فراوان امام مهدى عليه السّلام با او آگاه نباشند .
( 2 ) بىترديد امام مهدى عليه السّلام پيش از وفات ، با تأكيد و دقت فراوان پيامهايى درباره لزوم پيروى از جانشين خود خواهد داد و جايگاه حكومت اولياى صالح را در اذهان مردم به صورت عميقى تثبيت خواهد نمود . اما از آن رو كه بشريت هنوز به رشد و كمال مطلوب نايل نگشته ، هم چنان در بسيارى از زمينهها در معرض نافرمانى و سرپيچى است . البته وجود اين موانع و مشكلات هرگز به معناى شكست دولت جهانى نيست ؛ زيرا حاكم صالح ، همه جزئيات و اصول تربيتى را از امام عليه السّلام فرا گرفته است و نظام مهدوى همچنان با ابهت و محبوب باقى خواهد ماند و فرآيند تربيت امت را با همان شيوه گذشته به پيش خواهد برد .
( 3 ) حكومت اولياى صالح به عنوان يك دوران گذر ، جامعه جهانى را به عصر عصمت خواهد رسانيد ؛ يعنى به جامعهاى كه افكار عمومىاش به مقام عصمت بار يافته است . « 1 » در آن زمان ديگر نيازى به « انتصاب » حاكم نيست ، بلكه اين كار با برگزارى انتخابات يا تشكيل شورا انجام خواهد گرفت . در آن زمان مردم چنان خواهند بود كه قرآن كريم توصيف فرموده است :
. . . لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ .
« 2 »
. . . براى كسانى كه ايمان آوردهاند و به پروردگارشان اعتماد دارند و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكارىها خود را به دور مىدارند و چون به خشم در مىآيند در مىگذرند و كسانى كه [ نداى ] پروردگارشان را پاسخ [ مثبت ] داده و نماز برپا كردهاند و كارشان در ميانشان مشورت است و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، تاريخ الغيبة الكبرى ؛ ص 480 .
( 2 ) . سورهء الشورى ( 42 ) ، آيات 36 - 38 .