احتمال آن نيز نمىرود كه بگوييم اين آيه دلالتى مخفى و مستتر بر رجعت دارد .
( 1 ) آيه سوم :
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ .
« 1 »
و چون قول [ عذاب ] بر ايشان واجب گردد ، جنبدهاى را از زمين براى آنان بيرون مىآوريم كه با ايشان سخن گويد كه : مردم [ چنان كه بايد ] به نشانههاى ما يقين نداشتند .
( 2 ) براى اثبات رجعت از اين آيه ، دو شيوه وجود دارد :
شيوه نخست : واقعه بيرون آمدن « دابة الارض » در زمان رجعت خواهد بود و او به همراه ديگر رجعت كنندگان خواهد آمد تا وظيفه خود را به انجام رساند .
اما كاملا بديهى است كه اين شيوه نادرستى است زيرا اين آيه جز به بيرون آمدن دابة الارض اشاره ديگرى ندارد . اما اينكه آيا او با ولادت طبيعى به دنيا مىآيد و يا با رجعت ، اشارهاى به آن نشده است .
( 3 ) شيوه دوم : اين آيه به رجعت دابة الارض يعنى به زنده شدن آن پس از مرگ اشاره مىكند . در واقع اين آيه به رجعت يك نفر و نه بيشتر اشاره دارد . حال اگر اين رويداد در مورد يك نفر ممكن باشد در مورد افراد بيشتر نيز بايد امكان داشته باشد .
اين برداشت بستگى به آن دارد كه : 1 - دابة الارض را انسانى بدانيم كه پيشتر در اين دنيا مىزيسته است . در اين آيه قرينهاى بر بشر بودن او وجود دارد ؛ آنجا كه مىفرمايد :
« تُكَلِّمُهُمْ . . . »
زيرا سخن گفتن ويژگى انسان است . 2 - از عبارت كريمهء
« أَخْرَجْنا »
معناى بازگرداندن به زندگى پس از مرگ برداشت شود . نه اينكه تصور نماييم اين انسان در آن زمان متولد خواهد شد ، چون در اين صورت امر شگفتانگيزى نخواهد بود و شايد اين فراز كه
« أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ »
دليلى بر اين سخن باشد ؛ زيرا « آية » بودن آن تنها منوط به بازگشت به زندگى دنيا پس از مرگ مىباشد و گرنه اگر در زمان خودش متولد گردد ، ديگر آيه و نشانه روشنى رخ نداده است . در رواياتى كه گذشت خوانديم كه اين انسان ، وجود مبارك امام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام است .
( 4 ) منصفانه آن است كه شيوه دوم را مستفاد از آيه كريمه بدانيم ؛ زيرا دابة الارض يك انسان است و تعبير « أخرجنا » بر پديدار شدن آن به شكلى غير طبيعى دلالت مىكند نه بر ولادت . در اين صورت نتيجه مىگيريم كه آيه دلالت بر رجعت اين انسان دارد و به هيچ يك از معانى ديگر رجعت دلالتى ندارد . در حكمت الهى براى رجعت دابة الارض ، مصلحتى وجود دارد كه در بازگشت هيچ يك از فرزندان آدم وجود ندارد و بنابراين نمىتوان آن را به رجعت شخص ديگرى تعميم داد ؛ زيرا ممكن بودن چيزى دليل بر وقوع فعلى آن نيست .
هامش
( 1 ) . سورهء النمل ( 27 ) ، آيهء 82 .