تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
حكمة أدبّر أمرهم ، و بأىّ علم أتقن أمرهم ، و بأىّ حلم أصابرهم ، و بأىّ قسط أعدل بينهم ، و بأىّ معرفة أفضّل بينهم ، و بأىّ عقل أحصيهم . و بأىّ جند أقاتلهم ، فإنّه ليس عندي ممّا ذكرت يا ربّ شىء ! فقوّنى عليهم ، فإنّك الرّبّ الرّحيم الّذى لا تكلّف نفسا إلّا وسعها ، و لا تحمّلها إلّا طاقتها . « 1 » ( 1 ) اى ذو القرنين ! تو حجّت من بر مردمانى هستى كه در شرق و غرب عالم زندگى مىكنند و اين تأويل رؤياى توست . ذو القرنين عرض كرد : بار الها ! مرا به كارى بس سترگ فراخواندى كه بزرگىاش را تنها تو مىدانى . مرا خبر ده از اين امت كه با كدام نيرو با آنها به مبارزه برخيزم ، با كدام ياران بر آنان پيروز شوم ، با كدام حيله با آنها برخورد كنم ، با كدامين صبر تحملشان نمايم ، با كدامين زبان با آنان سخن گويم ، چگونه مىتوانم زبان‌هايشان را بفهمم ، با كدامين گوش سخنانشان را بشنوم ، با كدامين چشم به آنان در نگرم و خوب را از بد تشخيص دهم ، با كدامين دليل با آنان به مجادله برخيزم ، با كدامين حكمت امورات ايشان را تدبير نمايم ، با كدامين دانش كارشان را استوار سازم ، با كدامين حلم با آنها شكيبايى ورزم ، با كدامين عدالت در بين آنها دادگرى كنم ، با كدامين شناخت يكى را بر ديگرى ترجيح دهم و با كدامين لشكر با آنها بجنگم ؟ بار الها ! هيچ يك از اينها را كه بازگفتم ، در نزد خود ندارم . پس تو مرا بر آنها نيرو و قوت بخش ؛ زيرا تو پروردگار مهربانى هستى كه بيش از ظرفيت كسى بر او تكليف نمىكنى و بيش از طاقتش بر او بار نمىنهى . ( 2 ) اين روايت به خوبى از بار گران حكومت جهانى بر دوش كسى كه عهده‌دار آن خواهد شد ، خبر مىدهد . اگر چه امروز مدنيّت مدرن برخى از اين مشكلات را تا حدودى حل نموده ؛ امّا خود ، پيچيدگىها و مشكلات جديدى را پديد آورده است و اگر وعده الهى براى راهنمايى ذو القرنين نبود ( در صورت صحت روايت ) رهبرى بر تمام جهان بلكه بر بعضى از آن نيز براى او - كه معصوم هم نبود - نه تنها مشكل ، بلكه محال بود . ( 3 ) آرى ، ممكن است اين محال بودن در صورتى كه رهبرى شورايى را بپذيريم ، بر طرف شود اما بعدا توضيح خواهيم داد كه امام مهدى عليه السّلام رهبرى شورايى را نمىپذيرد مگر آن كه طبق آموزه‌ها و سياست‌گذارىهاى خود ايشان ، بشريت براى دوره‌اى طولانى تحت تربيت قرار گيرد و سربلند بيرون آيد . « 2 » به هر حال مقصود از طرح اين مباحث ، بيان اهميت عصمت بود و اين كه براى هيچ غير معصومى بر دوش گرفتن بار مأموريت رهبرى جهان ميسّر نيست .
هامش
( 1 ) . الصدوق ، ابو جعفر محمّد بن على ، كمال الدين و تمام النعمة ( نسخه خطى ) . ( 2 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، تاريخ الغيبة الكبرى ؛ ص 477 به بعد .