بقية اللّه عليه السّلام است . در نتيجه هرگاه بدانيم اين مفهوم چه نقش مهمى در تكميل و تثبيت عدالت در عصر ظهور خواهد داشت ، آنگاه به برترى ديدگاه اماميه بر ديگران در اين موضوع پى خواهيم برد .
خداوند متعال بهترين طرح و برنامه براى تحقق عدالت در دولت جهانى را طرح و برنامهء غيبت قرار داده است ؛ از همينجاست كه به درستى ديدگاه اماميه پى مىبريم . « 1 »
( 1 ) اينك با تحليل بيشترى از اين موضوع آشنا خواهيم شد :
در ديدگاه اماميه ، حضرت مهدى عليه السّلام ويژگىهاى زير را داراست :
اول : عصمت ؛ ايشان دوازدهمين امام معصوم مىباشد .
دوم : آن حضرت چه غايب باشد و چه حاضر ، يگانه رهبر حقيقى جهان ، به طور عام و رهبر امت اسلامى به طور خاص مىباشد .
سوم : هم عصرى با نسلهاى زيادى از امت اسلامى به طور خاص و بشريت ، به طور عام .
چهارم : قرار داشتن در افقى بالا از بصيرت و آگاهى ، به طورى كه از تمامى حوادث و علل و نتايج و ويژگىهاى آنها ، هر روزه و هر ساله آگاه مىگردد .
پنجم : ارتباط با مردم در دوران غيبت ؛ او با مردم در ارتباط است و آنها نيز با او ، و جز در مواردى بسيار نادر او را نمىشناسند و نمىدانند كه او مهدى موعود عليه السّلام است . « 2 »
( 2 ) بديهى است اين ويژگىها در تصور غير اماميه درباره امام مهدى عليه السّلام نمىگنجد . در باور آنان ، وى شخصى است كه در آينده به دنيا خواهد آمد و خداوند شرايط انقلاب جهانى را برايش سهل و آسان خواهد نمود .
ولى آيا اين كار سترگ از سوى شخصى غير معصوم ، هر چند كه نماينده برجسته فرهنگ عصر خويش و نماد بيدارى اسلامى باشد ، شدنى است ؟ حقا بايد اعتراف كرد چنين انسان غير معصومى هرگز شايستگى رهبرى جهان را نخواهد داشت .
ويژگىهاى حضرت مهدى عليه السّلام در نگاه اماميّه ، ويژگىهايى موقت و غير اصيل نيست بلكه ويژگىهايى است ثابت و حقيقى كه به او امكان مىدهد جامعهاى عدالت محور را كه خداوند وعده فرموده است ، پايهريزى نمايد .
( 3 ) توضيح ويژگى اول : اين ويژگى يعنى عصمت امام مهدى عليه السّلام ، ثمرات و نتايجى را به دنبال دارد ، از جمله اينكه :
1 . او وارث علم امامت است ؛ علمى كه متضمّن مبانى اصلى تفكر در رهبرى جهانى است . وى اين علم را از پدران معصومش عليهم السّلام و آنان نيز از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و آن حضرت هم از خداوند متعال دريافت نموده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 497 به بعد .
( 2 ) . همان ؛ ص 34 به بعد .