( 1 ) چگونه مىتوان در دوران متأخر به اين عصمت دست يافت مگر با وحى جديدى از سوى خداوند متعال ؛ و البته اين چيزى است كه ساير مسلمانان - به طور اجماع - آن را براى امام مهدى عليه السّلام منتفى مىدانند .
پوشيده نماند كه آگاهى و احاطه بر مبانى اصلى اين تفكر ، موجب افزايش قدرت و توانايى در رهبرى جهانى است ؛ اگر نگوييم كه بدون اين آگاهى و احاطه ، رهبرى بر جهان ناممكن است .
هرگاه امرى براى رهبرى جهانى لازم باشد و يا آن كه وجودش بهتر باشد ، به طور قطع خداوند آن را پديد خواهد آورد ؛ زيرا اين كار همسو با هدف خلقت آدمى است و حركت بر خلاف آن ، ظلم به بشريت و به معنى تخلف از آن هدف عالى است ؛ و اين هر دو بر خداوند متعال محال است .
( 2 ) 2 . احساس پدرى و عطوفت نسبت به همهء انسانها . زمانى كه او با كفّار و منحرفان مىجنگد و شورشيان را مىكشد ، هرگز در دلش نسبت به آنها كينهاى نمىورزد و فقط در جهت مصلحت آنها و گسترش عدالت و خير در سرزمينهايشان و رساندن سخن حق به آنها ، مىجنگد .
پيوند زدن بين اين دو جهت به ظاهر متضاد ، يعنى احساس ژرف عاطفى و جنگ و كشتار ، با توجه به تجربه تاريخى جنگهاى مسلمانان ، جز از شخص معصوم ساخته و پرداخته نيست . از اين رو در فتوحاتى كه در گذشته و در غياب معصومين عليهم السلام انجام مىگرفت ، نه تنها از آن حس عاطفى نسبت به قوم مغلوب خبرى نبود ، بلكه آن جنگها صرفا شكلى غنيمت طلبانه به خود گرفت .
( 3 ) هنگامى كه اين احساس و الا براى رهبرى غير معصوم در فتوحات با دامنهء محدود ، وجود نداشته باشد ، چگونه مىتوان در آن نبرد جهانى كه كشتهها خواهد گرفت و غنايم فراوانى را به دنبال خواهد داشت و دامنهء تسلط را به تمام جهان خواهد كشاند ، از رهبر غير معصوم انتظار داشت نسبت به قوم مغلوب ، احساس پدرى داشته باشد ؟ آرى ، بدون حضور شخص معصوم اين نبرد ، نبردى كاملا سودجويانه و نامقدّس و در جهت گردآورى غنايم مادّى خواهد بود . « 1 »
( 4 ) 3 . رهبرى قيام جهانى از مفهوم صحيح اسلامىاش منحرف نخواهد شد ؛ زيرا اسلام حقيقى هرگونه سوء استفاده از حكومت را براى ارضاى طمعهاى شخصى محكوم مىنمايد .
در جايى كه اين اخلاق زشت و خوىهاى ناپسند - تقريبا - بر همهء حاكمان چيره مىباشد ، چه سان خواهد بود هنگامى كه حكومت ، جهانى شود و سلطه و نفوذ از نظر گستره و فراگيرى به اوج خود برسد ؟
( 5 ) تا زمانى كه يك رهبر ، از ارتكاب گناهان و پيروى از هواى نفس ، عملا مصون و معصوم نباشد - هر چند كه پيش از آن صالح و پاك هم بوده باشد - اين مقام ، محكى براى سنجش ميزان كژ رفتارى و آزمندىهايش خواهد شد ؛ زيرا پس از كسب قدرت ، فشار انگيزههاى شخصى و دلبستگىهاى
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، تاريخ الغيبة الصغرى ؛ ص 96 به بعد .