بىترديد دروغپردازان و شايعهپراكنان هر نوع تشكيكى را كه بتوانند دربارهء معجزات امام عليه السّلام روا مىدارند ؛ مانند تهمت كهانت يا سحر به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله . ولى فتح جهان و استقرار دولت جهانى خود دليل بسيار محكم و استوارى است كه كسى نمىتواند دربارهء آن شك روا دارد .
( 1 ) بىترديد برجستهترين افرادى كه در آن دوره مىزيند و اين مطلب را با عمق جان خويش درك مىكنند ، همين خاصان مخلصى هستند كه آزمونهاى بزرگى را از سر گذراندهاند ؛ پس چگونه مىتوان تصور كرد كه كافر شوند و از ايمان به مهدى روىگردانند ؟
پيشتر گذشت اگر كسى در روند تربيت و آزمونهاى الهى ، به درجه والايى از ايمان نايل آيد و از مخلصان كامل گردد ، مىتواند جمال دلآراى امام و محبوبش را مشاهده نمايد و دليلى ندارد كه آن حضرت از چنين مؤمن كمال يافتهاى غايب باشد . در اين باره اخبارى وجود دارد كه از همراهى و دوستى امام عليه السّلام با برخى افراد كه ايشان را حقيقتا مىشناختهاند حكايت مىكند . عدهاى ديگر نيز كه به شرف ملاقات نايل آمدهاند ، پس از پايان ديدار و جدايى از امام عليه السّلام ايشان را شناختهاند .
( 2 ) پس اين مخلصان كه هم عصر با دوره ظهورند امام عليه السّلام را در زمان غيبت مىشناختهاند و چه بسا برخى از آنها با او ارتباط داشتهاند . در نتيجه بعيد نيست كه اينان آموزههايى را از امام عليه السّلام فراگيرند كه آنها را براى پذيرش مسئوليتهاى سترگ پس از ظهور آماده سازد .
بدين ترتيب آنها يقين دارند كه اين شخص ، همان مهدى منتظر عليه السّلام است و در اين باره شكى به خود راه نمىدهند .
بدين ترتيب مىتوان مطمئن شد آنها در مدت مسئوليت خود در دولت عدل جهانى ، استقامت و پايدارى خواهند ورزيد ؛ به ويژه آن كه دانستيم روش امام عليه السّلام هدايت و اصلاح كارهاى آنهاست .
بدين ترتيب محتواى اين روايت كه از ارتداد آنها خبر مىداد ، شايستگى اثبات تاريخى را ندارد .
( 3 ) محور چهارم : آزمون امت اسلامى در دولت امام مهدى عليه السّلام
امت اسلامى در آن روزگار بيشتر جمعيت كره زمين را ( اگر نگوييم همهء آن را ) شامل مىشود و هر فرد معمولى در اين امت ، مطابق فهم پژوهندهاى كه در عصر پيش از ظهور مىزيد ، با چند نوع آزمون روبرو خواهد شد :
( 4 ) نوع اول : امتحان در برابر تمايلات نفسانى
انسانى كه در حكومت عدل جهانى زندگى مىكند خواستهها و غرايز درونىاش تغييرى نمىكند . چنين شخصى علاوه بر عقل و انديشه ، داراى غرايز و تمايلات نفسانى نيز مىباشد و نهايت كمكى كه قوانين عادلانه به او مىكند ، ايجاد توازن و هماهنگى بين خواستههاى درونى اوست به طورى كه هم بين آنها تعادل برقرار سازد و هم تكامل مستمر آنها را تضمين نمايد .
همين طور نهايت كمك دولت عدل به او آن است كه اين فرصت را براى تأمين هدف بالا در عرصههاى اجتماعى ، اقتصادى ، روحى - روانى و عقلى فراهم آورد .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٥١