سختگير باشند و از مسئوليت خطيرى كه بر دوش آنها نهاده شده همواره به خوبى پاسدارى نمايند و دچار غفلت يا خطا نگردند .
( 1 ) سيوطى و ابن طاووس از نعيم بن حماد نقل كردهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
علامة المهدى أن يكون شديدا على العمّال ، جوادا بالمال ، رحيما بالمساكين . « 1 » ( روايت سيوطى ) المهدى سمح بالمال ، شديد على العمّال ، رحيم بالمساكين « 2 » ( روايت ابن طاووس )
نشانه مهدى آن است كه بر كارگزارانش سختگير و در مال و ثروت بخشنده و نسبت به درماندگان دلسوز و مهربان مىباشد .
مراد حديث از « عامل » كسى نيست كه كارگرى مىكند زيرا در ادامه مىگويد « رحيما بالمساكين » و اگر « عامل » به آن معنا باشد ، او نيز از مساكين و درماندگان خواهد بود ، در نتيجه امام عليه السّلام بايد نسبت به او مهربان باشد و نه سختگير . پس بهتر آن است كه « عامل » را كارگزار اجرايى در دولت جهانى امام مهدى عليه السّلام بدانيم . سختگيرى بر آنان تنها به خاطر اهميت والاى اجراى عدالت و مراقبت از آنان است تا سستى و يا انحراف در آنها راه نيابد . همچنين اين مطلب را خبر ديگرى كه پيش از اين آورديم ( خبر مفضل بن عمر ) تأييد مىنمايد و مىتوان زنجيره فكرى زير را از آن برداشت نمود :
( 2 ) ياران امام عليه السّلام در مناطق مختلف جهان ، به مدد آشنايى با احكام اسلامى و آموزههاى دينى كه با روشهاى مختلفى آنها را استنباط مىنمايند ، به فعاليتهاى متعارف خود تا زمانى كه روايت آن را مشخص نكرده است ، ادامه مىدهند . اين كارها و اقدامات در حقيقت از بزرگترين تجربهها و مهمترين آزمونهايى است كه با آن روبرو مىشوند تا جايى كه مىتوان گفت هر چند آنها با موفقيت از آزمايشهاى دوران پيش از ظهور و نيز مرحله فتح جهانى عبور كردهاند ؛ ولى هيچگاه با چنين آزمونهاى خطيرى دست و پنجه نرم نكردهاند .
در اين ميان به تدريج نقاط ضعف آنها آشكار شده و ناتوانيشان در اداره جامعه و اجراى عدالت چهره مىنمايد تا آنجا كه در صورت ادامه اين وضع ، كليت عدالت در سطح جهان در معرض خطر قرار مىگيرد .
( 3 ) در اين موقع حضرت صاحب الامر عليه السّلام آنها را از مناطق مختلف جهان فرا مىخواند و در نشستى عمومى با ايشان ، از ميان قباى خود نامهاى بيرون مىآورد كه با نقشى طلايى مهر شده و همانطور كه در روايت آمده پيمان نامهاى از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه امام عليه السّلام آنها را از محتواى آن آگاه مىسازد .
در روايت به محتواى اين عهدنامه اشاره نشده است زيرا از سطح فكرى مردم عصر صدور آن
هامش
( 1 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 150 .
( 2 ) . ابن طاووس ، على بن موسى ، همان ؛ ص 137 .