آن كه ديگرى آن را بر او واجب سازد . در نتيجه انكار كارهاى او ، انحراف به حساب مىآيد و شخص منحرف در دولت مهدوى حق حيات ندارد و از اين روست كه امام عليه السّلام فرمان به قتل كسانى مىدهد كه به شيوه قضاوت او اعتراض نمايند . بدين ترتيب گروهى از كسانى كه در ركاب امام عليه السّلام شمشير زدهاند ، به فرمان او كشته خواهند شد .
( 1 ) نكته سوم : بيان چند مطلب ضرورى :
الف ) اين اعتراضها از سوى فقيهان و آشنايان با فقه صورت مىگيرد و گرنه مردمان معمولى را به درك درستى يا نادرستى قضاوتهاى امام عليه السّلام راهى نيست .
ب ) از آن روايت استفاده مىشود كه اعتراض به امام عليه السّلام ، منحصر در ياران آن حضرت نيست .
ج ) از روايت استفاده نمىشود كه در مورد هر قضاوتى ، جمعيت معترضان زياد است بلكه شايد كم باشند .
د ) مىتوان گفت معترضانى كه در صف ياران امام عليه السّلام هستند هرگز از اخلاصگذاران درجه اول نبوده ، بلكه در مراتب پايينتر اخلاص قرار دارند . اين نكته به خوبى از روايت استفاده مىشود ؛ آنجا كه مىگويد : « برخى از يارانش كه در ركاب او شمشير مىزنند ، منكر قضاوت او مىشوند » زيرا آن كه در جنگ حضور مستقيم دارد و شمشير به دست مىجنگد ، رزمنده است و نه فرمانده و قبلا بيان شد كه رزمندگان جنگجو در رتبه دوم اخلاص قرار دارند و دارندگان رتبه نخست اخلاص در مراكز فرماندهى جاى دارند و هر چند احتمال شكست آنان در اين امتحان بسيار سخت ، محال عقلى نيست ولى ويژگىهاى بسيارى كه از آنان شنيدهايم ، اين احتمال را به صفر مىرساند ؛ مانند اينكه :
آنان در راه خدا از هيچ سرزنشى نمىهراسند ، دلهايشان از ترس خدا لرزان است ، زاهدان شب و شيران روزند و . . .
ه ) امام عصر عليه السّلام انجام اين كارها را به بعد از پايان فتح جهان و استقرار امنيت موكول خواهد نمود .
( 2 ) اين مطلب از اين فراز روايت به خوبى استفاده مىشود : « . . . كسى كه در ركابش شمشير زده است . . . » يعنى پس از آن كه فتح جهان پايان يابد . اين مطلب از قرينههاى كلى ديگر نيز بدست مىآيد ؛ زيرا آن حضرت به طور طبيعى جز پس از خاتمه جنگ فرصت اين قضاوتها را به دست نخواهد آورد .
و ) دليلى وجود ندارد كه قضاوتهاى امام عليه السّلام پىدرپى و با فاصله روزهاى اندكى باشد هر چند ظاهر آن روايت ، موهم چنين برداشتى است ؛ ولى عطف با كلمهء « ثمّ » دليل بر فاصله زمانى كافى بين قضاوتها مىباشد . هر چند گمان مىرود كه همه اين قضاوتها مدتى دراز به طول نينجامد و تقريبا بيش از يك سال نشود .
ز ) دليلى وجود ندارد كه امام عليه السّلام همواره اين شيوه را در قضاوت به كار گيرد ؛ شايد پس از مدتى به
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 446
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٤٦