ج ) اين زمان طولانى ، چونان يك مربى ، عهدهدار كامل كردن تربيت نسلهاى امت اسلامى در دو ساحت عقلى ( درك برنامه عدالت محور و كامل الهى ) و ايمانى و عملى ( تمرين و ممارست براى اطاعت از آن برنامه و جانفشانى در راه آن ) مىباشد .
( 1 ) بايد يادآور شد كه اين تربيت ، تنها مخصوص مؤمنان كامل و مخلص نيست بلكه امرى است فراگير كه ديگران را نيز با وجود اختلاف مرتبه علمى و عملى ، در بر مىگيرد . چنين تربيتى موجب مىگردد امت اسلامى در سطحى قرار گيرد كه آمادگى لازم براى درك قوانين و نيز انديشههايى را كه در دولت جهانى اعلان خواهد شد ، داشته باشد . هم چنان كه گفتيم اين جهات سهگانه ، بستگى به وجود امام غايب عليه السّلام ندارد بلكه مىتوان به نتيجه دهى آنها باور داشت و در عين حال به وجود آن حضرت - مثلا - ايمان نداشت ؛ همانطور كه غير اماميه چنيناند .
آنگاه كه خداوند با علم بىكران خويش دريابد كه اين امور طبق آن برنامهء كامل ، به نتيجه دهى رسيده است ، امام مهدى عليه السّلام را در زمان خويش پديد خواهد آورد تا امت اسلامى و بشريت را با رهبرى خود به ساحل صلح و عدالت برساند .
ناگفته نماند هر چند به طور اجمال بر آنيم كه بين اين جهات سهگانه و وجود امام غايب ارتباطى نيست اما نبايد در اين باره تن به مبالغه دهيم . براى روشن شدن اين سخن ، توجه خوانندگان را به دو نكته جلب مىنماييم :
( 2 ) نكتهء اول : همه مذاهب اسلامى با وجود اختلافاتى كه دارند ، در اين باور مشتركاند كه « حقانيت » ، منحصر به يكى از آنهاست و مذاهب ديگر ، همگى كم و بيش از اسلام واقعى دورند . در اينجا هر مذهبى ، مدعى بر حق بودن خويش است .
( 3 ) نكته دوم : تزكيه و پالايش دلهاى مؤمنان كه براى ورود به روز موعود امرى ضرورى است ، جز بر مبناى « حق » صورت نمىپذيرد و آزمايشها و امتحانات جز از رهگذر اطاعت پروردگار و اخلاصگذارى نسبت به او ، معنا نمىيابد . بر اين اساس مىتوان گفت آموزش و تربيت انسانها بر اساس مذهب يا مذاهبى كه از اسلام حقيقى دورند ، جز بر اساس باطل نيست هر چند كه اسم اسلام روى آن باشد .
از اين روى امر تزكيه و پالايش جانهاى مؤمنان ، منحصر به مذهبى است كه حق مدار ، مطابق با اسلام و مورد رضايت خداوند باشد و انسانهاى كاملى را پرورش دهد كه در روز موعود ، تحت ولايت حضرت صاحب الامر عليه السّلام به پا خيزند .
بنابراين ، نتايجى كه از مفهوم اول به دست مىآيد جز بر همان مذهب حق ، مترتب نمىشود .
( 4 ) اما مفهوم دوم : ( طول عمر امام مهدى عليه السّلام و هم عصرى آن حضرت با تاريخ طولانى امت اسلامى به طور خاص و تمامى بشريت به شكل عام . )
هر نتيجهاى كه از اين مفهوم به دست آيد ، تنها مربوط به ديدگاه اماميه در خصوص حضرت
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: حسن سجادپور
ص٤٢