الوزير و أحد عشر نقيبا ، كما بقوا مع موسى بن عمران عليه السّلام . فيجولون فى الأرض فلا يجدون عنه مذهبا ، فيرجعون إليه . و إنّى أعرف الكلام الذي يقوله لهم ، فيكفرون به . « 1 »
گوييا قائم را بر منبر كوفه مىبينم در حالى كه گرد او را به شمار ياران پيامبر در جنگ بدر ، سيصد و سيزده نفر فرا گرفتهاند . آنها صاحبان پرچمها و حكمروايان خداوند بر مردماند .
آنگاه از ميان قبايش كتابى ممهور به مهرى طلايى را كه از پيمانهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، بيرون خواهد آورد . در آن هنگام آنها هم چون گوسفندان از نزد او مىگريزند و جز يك وزير و يازده نقيب باقى نمىماند همانطور كه [ همين تعداد ] براى موسى عليه السّلام باقى ماند . آنها در زمين مىگردند اما راهى جز بازگشت به سوى او نمىيابند پس به سوى او بازمىگردند و من به آن سخنى كه قائم به آنها مىگويد و آنها به سبب آن كفر مىورزند ، داناترم .
( 1 ) محور دوم : توضيح برخى واژهها و عبارات اين اخبار
تعبير « قضاى محمّد » اشاره دارد به سخنى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
إنّما أقضى بينكم بالبيّنات و الأيمان .
منم كه در ميان شما با گواهان و سوگندها قضاوت مىكنم .
اين حديث مشهور را فريقين نقل كردهاند و فقهاى اسلامى قاعدهء مهم « البيّنة من المدّعى و اليمين على المنكر » ( مدعى بايد شاهد بياورد و منكر سوگند ياد كند ) را از همين برداشت كردهاند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ادامهء اين حديث مىفرمايد :
فأيّما رجل قطعت له من مال أخيه شيئا ، فإنّما قطعت له به قطعة من النار « 2 »
هر كس از مال برادرش ، چيزى [ به ناحق ] به او برسد ، در واقع قطعهاى از آتش دوزخ نصيبش شده است .
( 2 ) يعنى اگر قوانين قضايى به ناحق چيزى را براى كسى ثابت نمايد ، تصرف در آن حرام مىباشد ؛ هر چند قاضى در اين ميان چون جهل به واقع دارد و از سويى ديگر از قوانين كلى شرعى كه احتمال درستىاش بيشتر است پيروى كرده ، معذور مىباشد .
( 3 ) درباره قضاوت حضرت داوود عليه السّلام ، قرآن كريم چنين مىفرمايد :
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ ، فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ . إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ ، فَقالَ : أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ . قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ . وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ، وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً
هامش
( 1 ) . المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 184 و 185 .
( 2 ) . العاملى ، الحسن بن الحر ، همان ؛ ج 3 ، ص 435 .