تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
گريبان گردد و پياده‌سازى عدالت كامل هم در گرو حل آن مشكل باشد و وى نتواند به ملاقات امام عليه السّلام رود و يا تماسى برقرار نمايد ؛ در اين صورت ، « الهام » تنها راهى است كه وى بدان وسيله مىتواند عدالت كامل را پياده سازد . مگر آن كه بگوييم چنين چيزى به ندرت روى مىدهد ؛ چه بديهى است كه مىتوان از هر نقطه جهان با امام عليه السّلام تماس برقرار كرد . ( 1 ) احتمال دوم : ياران امام عليه السّلام در عصر پيش از ظهور به فراگيرى دانش پرداخته‌اند و يا آن كه برخى از مناصب مديريتى و قضايى را تجربه كرده‌اند . خاستگاه اين سخن ، واقعياتى است كه در پى مىآيد : 1 - از ظاهر روايات استفاده مىشود كه آنان در عصر پيش از ظهور در قلمرو علم و عمل توفيقاتى را به دست آورده‌اند و به دليل همين كار آشنايى و نيز آموزه‌هاى جديد مهدوى ، بر مناصب اجرايى و قضايى دولت جهانى تكيه خواهند زد . از اين روايت كه : « گروهى كه قائم عليه السّلام در ميانشان ظهور مىنمايد ، نجيبان و فقيهان و حاكمان و قضاتند » به دست مىآيد آنها از هنگام ظهور قائم عليه السّلام و بيعتشان با او ، داراى اين ويژگىها هستند و اين نمىشود جز آن كه بگوييم پيش از ظهور در همه اين امور سر رشته داشته‌اند . ( 2 ) اما اين سخن كه : « بر شكم‌ها و پشت‌هايشان دست كشيده مىشود و در هيچ حكمى در نمىمانند » به آموزه‌هاى جديد مهدوى اشاره دارد كه بعدا به آن خواهيم پرداخت . همچنين است روايتى كه برخى از ياران قائم عليه السّلام را بر مىشمارد مانند : يوشع بن نون ، سلمان ، مالك اشتر و . . . كه اگر مراد خود آنها باشد ، بديهى است از لحاظ علم و عمل كارآزموده و از لحاظ ايمانى ، جايگاهى درخشان داشته‌اند و اگر مقصود آن باشد كه ياران قائم عليه السّلام در ويژگىهاى اصلى همانند آنهايند ، باز روشن است كه برجستگى آنها در علم و عمل از مهم‌ترين اين ويژگىهاست . نيز وقتى كه در خطبة البيان ، شمارى از آنها را « مردانى با كرامت ، آزاده ، پرهيزگار و نيكوكار » معرفى مىنمايد ؛ يا آن كه از گروهى « پيراسته از عيب‌ها » ياد مىكند ، استفاده مىشود اين اوصاف پيش از واقعه ظهور از مشرق جان شريف آن ياران خاص سر زده بوده است . بنابراين ، روايات به قدر كافى بر اين احتمال ( احتمال دوم ) صحه مىگذارند . ( 3 ) 2 - اين سخن درستى نيست كه بگوييم مىتوان از رهگذر امتحانات الهى به اخلاص والايى رسيد بى آن كه به بينش و فرهيختگى مناسب با آن نيازى باشد ؛ چه جهل و نادانى موجب مىگردد كه فرد بى آن كه خود بفهمد به دام شقاوت افتد ، در نتيجه به اخلاصش آسيب رسد و در امتحان‌هاى زندگى شكست بخورد . به عبارت ديگر ، واكنش‌هاى درست و عادلانه در برابر رويدادهاى مختلف - كه همان موفقيت در آزمايش‌هاى الهى است - بايد همراه با شناخت ماهيت اين واكنش‌ها باشد . اين شناخت ، متوقف