ابتلائات الهى از دنيا رفتهاند .
3 . لازمه چشمپوشى از دو اشكال بالا ، بازگشت اموات بسيارى به دنيا است كه شمارشان كمتر از آنچه در روايت آمده نيست ؛ مانند سپاه طالوت ، برخى از حواريون عيسى عليه السّلام ، شمارى از پيامبران بنى اسرائيل هم چون داوود ، سليمان ، شعيب و يحيى و مانند ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جنگهاى بدر و احد ، برخى از صحابه آن بزرگوار كه در روايت نيامده و گروهى از دانشمندان مسلمان از نسلهاى گذشته .
( 1 ) اگر چنين بينديشيم ديگر وجود مخلصانى كه در قيد حيات هستند ضرورتى نداشته بلكه مىتوان به همان مردهها بسنده كرد و در آن صورت تأخير در ظهور و طولانى شدن غيبت ، امرى بىدليل و ستمكارى بر بشر است ؛ اما چون ساحت قدس الهى از هر نوع ظلمى منزه است ، در حدود برداشت اين زمانى ما بايد گفت مضمون روايت صحيح نيست .
بنابراين بايد آن را بر معنايى رمزى حمل نموده ، بگوييم مراد از روايت آگاهاندن ما به اين مطلب است كه ياران خاص امام مهدى عليه السّلام كه در نزد وى گرد مىآيند از لحاظ رتبه ايمانى ، خلوص ، علم و عمل ، كمتر از افرادى كه نامشان در روايت آمده نيستند . اين برداشت صحيحى است كه قبلا نيز با آن آشنا شدهايم .
( 2 ) پرسش سوم : فرض آن است كه اخلاصگذاران درجه اول - چه رسد به صاحبان درجات بعدى - هيچ كدام تجربه مديريتى يا قضاوت در دوران پيش از ظهور نداشتهاند . هم چنان كه نمىتوان فرض كرد آنها علوم مربوط به اين دو حوزه را براى به كارگيرى در وقت نياز آموختهاند . بلكه همانطور كه از برخى واقعيتها كه قبلا دانستيم بر مىآيد ، شايد عكس آن صادق باشد زيرا ثمره آزمايش و ابتلائاتى كه اينان از سر گذراندهاند ، پديد آمدن درجهء والايى از ايمان و نيروى اراده مىباشد كه آن هم به نوبه خود ، نتيجهء عكس العملهاى كاملا درست آنان در برابر شرايط زمانهاى است كه لبالب از ستم و طغيان است . بنابراين ، امتحانات الهى موجب پيدا شدن توانايى بر قضاوت و قدرت اجرايى و مديريتى فرد نمىگردد ؛ در نتيجه از آزموده شدن آنها نمىتوان نتيجه گرفت كه آنها توان قضايى و اجرايى را هم پيدا كردهاند .
( 3 ) علاوه آن كه پيشتر گفتهايم آنها بايد در عصر پيش از ظهور تقيه پيشه نمايند « 1 » و به طور مستقيم در امور اجرايى و قضايى وارد نشوند و به طور كلى از دستگاههاى حكومتى ستمكار دورى گزينند . در غير اين صورت ، مهر شكست در امتحانهاى الهى بر جبين آنها مىنشيند و سر انجام نخواهند توانست شرافت همركابى حضرت صاحب الامر عليه السّلام را در دوران پس از ظهور پيدا نمايند .
پس نتيجه مىگيريم اخلاصگذاران در هر مرتبهاى كه باشند در عصر پيش از ظهور هيچ گونه تجربه مديريتى و قضايى نخواهند داشت .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 416 . در آنجا تفسيرى صحيح از تقيه ارائه نمودهايم .