تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
دارد . ( 1 ) 2 - در اين كتاب و كتاب گذشته « 1 » گفته‌ايم كه پيشواى جامعه بشرى بايد از اين ويژگى اعجازآميز برخوردار باشد كه هرگاه بخواهد چيزى را بداند ، خداوند متعال آن را به دو بفهماند . امام عصر عليه السّلام داراى اين ويژگى است و رواياتى نيز در اين باره وارد شده است . ممكن است كسانى اين خصوصيت را بر ياران امام عليه السّلام نيز تطبيق نمايند و چنين استدلال كنند كه هر كدام از آنان رئيس منطقه‌اى مىباشند و بايد با اقدامات صحيحى عدالت كامل را در منطقه خويش پياده نمايند ، در اين صورت مىبايست آنها نيز واجد اين ويژگى گردند . آنها به مدد اين فيض ربوبى كارها را به آسانى پيش خواهند برد زيرا از « الهام » بىواسطه الهى بهره‌مند مىباشند . همچنين ممكن است گفته شود : امام عليه السّلام بر شكمها و پشتهايشان دست مىكشد تا مقدمه‌اى براى الهام به آنها باشد . در واقع چون بشرى معمولى بيش نيستند ، تا وقتى كه امام عليه السّلام چنين كارى را انجام ندهد ، آنها واجد اين ويژگى نخواهند شد . ( 2 ) اين استدلال اساسا از چند جهت قابل خدشه است ، كه دو مورد آن را در اينجا مىآوريم : الف ) اين ويژگى ، مخصوص شخص اول حكومت جهانى است كه بالاتر از او بشرى نيست تا راهنمايىاش نمايد و امام عصر عليه السّلام چنين است . ولى اگر رئيسى ، رئيس ما فوقى داشته باشد ، وى او را راهنمايى خواهد كرد و اساسا لازم است كه وى همواره به هدايت و ارشاد مديران زير دستش اقدام ورزد تا مبادا انديشه و رفتار عدالت‌آميز آنها خدشه دار گردد و در نهايت رهبرى و مديريتشان به شكست انجامد . پس الهام ويژه امام مهدى عليه السّلام مىباشد . ب ) اصولا اين ويژگى ، مخصوص رهبر معصوم جهانى است و شامل كارگزارانش نمىشود ؛ زيرا فرد هر قدر هم نبوغ سرشارى داشته باشد ، توانايى درك كامل رويدادها و نيز صدور احكام عادلانه در سراسر جهان را نخواهد داشت ؛ از اين رو مددرسانى به پيشواى جهانى از طريق به وسيله « الهام » براى بر طرف نمودن اين نياز اساسى ضرورى مىباشد . ( 3 ) اين خصيصه براى كسى است كه از سوى شرع مقدس به رهبرى جهان برگزيده شده است زيرا گفتيم توانايىهاى فرد بايد با گسترهء مسئوليت وى همخوانى داشته باشد . در نتيجه هرگاه او بىمدد الهام نتواند مسئوليت‌هايش را به انجام رساند ، وجود الهام برايش ضرورى خواهد بود . اما فردى كه دايرهء مسئوليتش محدود بوده و بر سرزمين نسبتا كوچكى حكم مىراند كه ادارهء آن با روش‌هاى معمولى ممكن است ، مشمول اين نگاه ويژه الهى نمىگردد . با طرح امثال اين مناقشه‌ها ، « احتمال اول » بدون دليل خواهد ماند . ( 4 ) آرى تنها در يك صورت مىتوان بر اين احتمال صحه گذاشت ، و آن هم در جايى است كه يكى از ياران حضرت صاحب الامر عليه السّلام با مشكلى انديشه‌سوز و يا بحران اجتماعى پيچيده‌اى دست به
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 504 به بعد .