تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
كه رياست آن را به عهده دارد ، آگاه باشد ، اقدامات عملى وى ارتباط مستقيمى با موفقيت او در انجام وظيفه‌اش نخواهد داشت . ( 1 ) به ويژه اگر تجربه عملى ضرورت داشت مىبايست هر كارگزار ، حاكم و يا قاضى پيش از آن كه مشغول به كار گردد ، داراى تجربه مىبود . در حالى كه اين موجب تناقض مىشود زيرا بالاخره بايد اينها از يك جايى شروع نمايند ، و در غير اين صورت هيچ‌گاه حاكم يا قاضىاى به وجود نخواهد آمد . همچنين اين دلايل چهارگانه ، آگاهى آنها را از انديشه اسلامى در عصر پيش از ظهور ثابت مىنمايد ولى طبيعتا هم چنان به راهنمايىها و قوانين جديد مهدوى نيازمند مىباشد . ( 2 ) احتمال سوم : ياران اخلاص‌گذار ، بينش و آموزه‌هاى ناب اسلامى را از امام عليه السّلام دريافت مىكنند . دريافت اين معارف مىتواند به يكى از اين سه صورت باشد : الف - آنها انديشه‌هاى ژرفى را كه براى بر عهده گرفتن بالاترين پست‌ها در دولت عدل جهانى لازم است ، پيش از ظهور از خود امام عصر عليه السّلام خواهند آموخت . در توضيح اين مطلب بايد تكرار نماييم امام عليه السّلام از ياران خاصش پنهان نيست و آنها او را در عصر غيبت حقيقتا مىشناسند . در برخى روايات گناهان و كج‌روى مردمان تنها دليل غيبت معرفى شده است . در نتيجه با پيراستن گناهان از صحيفه دل ، پرده غيبت كنار خواهد رفت و شايستگان اخلاص‌گذار درجه اول ، به شرف ملاقات نايل خواهند آمد . اين صورت نخست از احتمال سوم ، هر چند لطيف بوده و احتمال درستىاش مىرود اما قابل اثبات نيست . ب - مخلصان ، همه يا بيشتر تعاليم خود - چه تعاليم كلى و چه تعاليم جديد - را پس از ظهور از پيشوايشان مهدى موعود عليه السّلام فرا خواهند گرفت . ج - مخلصان علاوه بر اندوخته‌هاى فكرى گذشته ، آموزه‌ها و تعاليم جديد را از امام مهدى عليه السّلام فرا مىگيرند . اين اتفاق پيش از اعزام آنها به مناطق مختلف جهان روى مىدهد و مقدمه‌اى است براى توانمند كردن كامل آنها براى مديريتى خردمندانه و قضاوتى عادلانه . ( 3 ) اين مطلب بىترديد درست مىباشد زيرا بديهى است انديشه سابق با وجود ژرفا و فراگيرى نمىتواند به اهداف دولت جهانى مهدوى كمك نمايد . به اين موضوع در روايتى كه امام عليه السّلام رؤساى مناطق جهان را اعزام مىفرمايد اشاره شده است ؛ امام عليه السّلام به آنان مىفرمايد : عهدنامهء تو در دست توست ؛ پس هرگاه مسأله‌اى كه پاسخش را نمىدانستى برايت پيش آمد ، به دستت نگاه كن و به آن عمل نما . بر اساس اين روايت ، امام عليه السّلام به هر يك از مأموران اعزامى ، « عهدنامه « 1 » » اى را كه حاوى برنامه و
هامش
( 1 ) . « عهد » ، نوشته‌اى است كه مطابق آن ، ولى امر به واليان خود مأموريتى را ابلاغ مىكند و آنها را به پايبندى به شرع و رعايت انصاف فرمان مىدهد . ر . ك : اقرب الموارد ، ماده « عهد » .