تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
( 1 ) حال بايد پرسيد كه اينان چگونه خواهند توانست در دولتى به گسترده همه جهان ، مناصب اجرايى و قضايى را بر عهده گيرند ؟ به ويژه آن كه مديريت حكومت مهدوى ، مديريتى معمولى كه اينك در جهان متداول است نيست بلكه آكنده از عدالتى ژرف و نظام تربيتى متمركز و مستمرى براى همه بشريت مىباشد . با اين اوصاف ، اين كار از عهده آنان چگونه بر خواهد آمد ؟ ! پاسخ : بىشك ياران امام عليه السّلام در بالاترين مراتب شناخت و آگاهى قرار دارند ؛ زيرا ترديدى نداريم كه دولت مهدوى عدالت كامل را بنيان خواهد گذاشت . اين يقين از روايات فراوان و متواترى كه فريقين نقل كرده‌اند و همچنين از اخبارى كه در تورات و انجيل وجود دارد ، به دست مىآيد . همه آنها از خوشبختى و رفاه در آن روزگار در بهترين و زيباترين شكل آن و نيز از دستاوردهايى عظيم در اين قلمرو ، سخن گفته‌اند . بديهى است چنين خوشبختى و عدالتى ، نمىتواند بدون آگاهى وسيع و فرهيختگى عميق كسانى كه در تشكيل دولت جهانى مشاركت مىجويند پديد آيد . در اين صورت نتيجه مىگيريم آنها از آگاهى عميقى برخوردار مىباشند . همه سخن آن است كه ما در مورد چگونگى وصول آنها به اين سطح از بينش و فرهيختگى ، به انديشه‌اى منسجم دست يابيم . در اين باره چند احتمال وجود دارد : ( 2 ) احتمال نخست : آنها علوم مورد نياز خود را به يكباره و يا به تدريج از راه معجزه به دست مىآورند . براى اين احتمال مىتوان دو استدلال آورد : 1 - از ظاهر برخى اخبار گذشته كه قابل اثبات تاريخى هم مىباشد همين احتمال بر مىآيد . در روايتى مىخوانيم « آنها نجيبان و فقيهانند . . . كسانىاند كه دستى بر شكمها و پشتهايشان كشيده مىشود پس [ در اثر آن ] در هيچ حكمى اشتباه نمىكنند » و در خبرى ديگر آمده است : « [ قائم عليه السّلام ] دستى به شانه آنان و نيز بر سينه‌هايشان مىكشد و در پى بىآن ديگر در هيچ قضاوتى خطا نمىنمايند » اين كار جز معجزه چه مىتواند باشد ؟ زيرا بر اين دست كشيدن ، نمىتوان نام دانش آموختن نهاد . در واقع اين كار سببى ظاهرى براى تحقق معجزه‌اى است كه ره آوردش كسب علم و دانش مىباشد . همچنين سخن حضرت ولى عصر عليه السّلام در خبر ديگرى كه خطاب به يارانش فرمود : « فرمان و عهدنامه تو در كف دست توست ، پس هرگاه برايت مسأله‌اى پيش آمد و داورى صحيح دربارهء آن از ميزان خرد و دانش تو بيرون بود ، به دستت بنگر و به آنچه در آن است ، عمل نما » اگر منظور از اين سخن فقط نگاه كردن به دست باشد ، معلوم مىشود سبب آن اعجازآميز است . ( 3 ) درستى اين استدلال ، بستگى به همخوانى آن با قانون معجزات دارد . آيا موفقيت دولت جهانى منوط به باريك‌انديشى و دقت‌ورزى آنان در امور حكومتى است يا خير ؟ اگر آن كار راهى جز معجزه نداشته باشد ، بايد روى دادن آن را به هر صورت كه باشد بپذيريم ولى اگر راه يا راه‌هاى ديگرى وجود داشته باشد ، روى دادن معجزه ضرورتى ندارد . البته به زودى خواهيم گفت معجزه ، راهى منحصر به فرد نبوده ، بلكه راه‌هاى طبيعى ديگرى براى عالم شدن اميران دولت جهانى وجود