تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
بر علم و آگاهى است ؛ بلكه خود اين شناخت ، همان علم و آگاهى است ؛ آرى واكنش‌هاى بهتر و والاتر از كسى انتظار مىرود كه علم و آگاهىاش نيز گسترده‌تر و ژرف‌تر باشد . بنابراين افراد برجسته و سرافراز در امتحانات الهى ، همانها كه « بهترين سواران روى زمين‌اند » ، لزوما بايد عالم‌ترين مردم به شريعت مقدس و نكات دقيق و باريك آن باشند . ( 1 ) 3 - بىترديد در روزگار پيش از ظهور ، گروه زيادى از فقيهان آگاه از دقايق شريعت وجود دارند و طبيعتا نمىتوان همه آنها را از جمله شكست‌خوردگان در آزمون‌هاى الهى دانست ؛ بلكه اگر نگوييم همه آنها ، دست كم شمارى از آنان موفق خواهند شد ؛ زيرا دقت‌ورزى در دانش و فرهنگ دينى ، معمولا با اخلاص و حفظ رفتار عادلانه و صفاى در انگيزه و در پى بىآن با موفقيت در امتحانهاى الهى ، پيوسته و قرين مىباشد . اما اينكه در زمان ما فقيهان ، در برابر قدرت‌هاى مسلط جهانى در موضع ضعف به سر مىبرند و ظاهرا توجهى به ورود در مسائل سياسى - اجتماعى جامعه خود ندارند ، ناشى از امكانات محدود آنها و نيز تصور ايشان مبنى بر كم بودن تكليف اسلامىشان در اين زمينه مىباشد ولى طبيعى است كه پس از ظهور چنين نخواهد بود و در شيوهء جديدى كه پيش مىگيرند از هدايتها و دستورهاى امام عصر عليه السّلام پيروى خواهند نمود و در پى بىآن ، اين شايستگى را پيدا خواهند كرد كه در صف ياران اخلاص‌گذار آن حضرت وارد شوند . ( 2 ) 4 - همانطور كه در اين كتاب و كتاب پيشين ثابت كرديم ، انديشه اسلامى در روزگار طولانى غيبت ، به رشد و پيشرفتى نايل مىگردد كه از آن رهگذر امت اسلامى به طور خاص و همه انسان‌ها به طور عام ، شايستگى درك قوانين و آموزه‌هاى جديدى را كه حضرت ولى عصر عليه السّلام در دولت جهانىاش آشكار خواهد ساخت ، پيدا خواهند نمود . بديهى است هر قدر اخلاص فرد به اسلام بيشتر باشد و عدالت را در زندگىاش دقيق‌تر پياده كرده باشد ، اشتياق او به درك و فراگيرى انديشه ناب اسلامى و همراهى با اشكال مترقىتر اين تفكر ، بيشتر خواهد بود . به خصوص آنجا كه احتمال دهد او نيز به نوعى در دولت مهدوى مشاركت خواهد جست ، هر چند او در اين مشاركت بسان فردى معمولى حضور يابد ، چه رسد به آن كه افتخار كارگزارى در آن دولت نصيب وى گردد . ( 3 ) قطعا در اين صورت آن سيصد و سيزده نفر مناديان برترين تحولات انديشه اسلامى مىباشند . همين ويژگى به نوعى ضعيف‌تر براى مخلصان درجه دوم نيز وجود دارد . بنابراين ، احتمال دوم به دليل درستى ادله چهارگانه درست مىباشد ولى اين ادله ، تنها آموختن جزئيات انديشه اسلامى را از سوى ياران حضرت ثابت مىنمايد و نمىتواند تجربه كار اجرايى و قضايى در عصر پيش از ظهور را براى آنان ثابت كند . گذشته از آن كه اصولا اگر فردى از لحاظ نظرى و تئوريك غنى باشد و از وضع جامعه‌اى خويش