تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
همه آن سيصد و سيزده نفر به اضافه مخلصان ديگرى از درجات پايين تر ، به وجود خواهد آمد . هر چه وسعت منطقه‌اى كمتر باشد ، ادارهء آن و اجراى عدالت در آن ، آسانتر است . ( 1 ) به غير از خطبة البيان ، در ساير روايات با اين ديدگاه مخالفت نشده است ، چه در اين خطبه جهان به سى و پنج منطقه تقسيم شده ( تقسيم‌بندى دوم ) كه برخى از آنها ، بسيار بزرگ است تا آنجا كه قاره آفريقا و جزاير اندلس همگى بخشى از يك منطقه به حساب آمده است . شمار اعضاى شوراى رهبرى هر منطقه - بنابر آنچه در خطبة البيان آمده است - بين پنج تا هشت نفر است و مجموع آنها يكصد و نود و هفت نفر مىباشند ؛ در نتيجه هرگاه تعداد چهل و هشت نفر دولتمرد را مطابق تقسيم‌بندى نخست به آنها بيفزاييم ، مجموع آنها دويست و چهل و پنج نفر خواهد شد و اين تعداد ، شصت و هشت نفر كمتر از شمار ياران خاص حضرت مىباشد . ( 2 ) ممكن است كسى در مقام پاسخ به اين تناقض بر آيد و آن دويست و چهل و پنج نفر را غير از سيصد و سيزده نفر بداند . ولى در جواب بايد گفت : اتفاقا اين دوگانگى ، يكى از نقاط ضعف خطبة البيان است زيرا منطقى نيست كه امام عصر عليه السّلام از انتصاب ياران خاص خود ( سيصد و سيزده نفر ) در بالاترين پست‌هاى دولت جهانى سرباززند و اشخاصى پايين‌تر از آنها را بدان كار بگمارد ؛ زيرا كمترين لازمه اين اقدام ، اخلال در روند اجراى كامل عدالت است . گذشته از آن كه رواياتى كه آورديم نيز ، بر اين مطلب صحه مىگذارند . در اين صورت اگر ما باشيم و نسخه دوم خطبة البيان ، بايد بگوييم كه افراد ياد شده در آن ، تنها برخى از ياران خاص حضرت هستند . ولى هم چنان جاى اين پرسش باقى است كه سرنوشت ديگرانى كه نامى از آنها در خطبه نيامده ، چه مىشود ؟ ! ( 3 ) در هر حال ، زمانى كه حكم‌روايان همه سرزمين‌ها به مناطق مورد نظر اعزام شدند ، در واقع براى نخستين بار دولت جهانى مهدوى كار خويش را آغاز مىكند . واژهء اقليم ( - منطقه ) به معناى بخشى از زمين است كه با نام خاصى از ديگر بخش‌هاى زمين مشخص مىگردد . مثلا مصر و شام و يمن هر كدام يك اقليم است . از لحاظ لغوى ، واژهء اقليم معرب است ولى بعضى آن را عربى مىدانند كه از « قلامة الظفر » گرفته شده ، زيرا بخشى از زمين مىباشد . جواليقى گفته است : اين واژه ، عربى محض نيست . « 1 » اما در دولت جهانى ، مراد از « منطقه » هر سرزمين مرزبندىشده‌اى است كه داراى حكومت داخلى مستقل مىباشد . ( 4 ) محور چهارم : طرح پرسش‌هايى پيرامون اين روايات ، براى روشن شدن برخى جزئيات . پرسش نخست : اخلاص‌گذاران به طور عموم و خواص آنان به طور خاص ، در نبرد سرنوشت‌ساز جهانى شركت خواهند كرد و به طور طبيعى بسيارى از آنها به شهادت خواهند رسيد ، پس چگونه مىتوان فرض نمود همگى آنها در دولت مهدوى مشاركت خواهند جست ؟ !
هامش
( 1 ) . ر . ك : اقرب الموارد ، ج 2 ، ص 1035 .