2 - مراد آن باشد كه امام عليه السّلام قرآن را به همان شكلى كه در زمان رسول خدا بوده است بياورد ؛ و از آن رو كه جامعه پيش از ظهور با حقايق آن آشنا نبوده ، گويى كتابى جديد مىباشد .
تغييرات احتمالى در قرآن كريم مىتواند شكلهاى مختلفى داشته باشد . هرگاه همه يا برخى از اين شكلها درست باشد ، احتمال دوم در مورد كتاب جديد ، صحيح مىباشد ولى اگر همهء آنها نادرست باشد ، احتمال دوم نيز باطل خواهد بود .
( 1 ) شكل اول : در زمان ظهور آيات ديگرى به قرآن كريم افزوده گردد كه پيش از ظهور شناخته شده نباشد . اين فرضيه در صورتى است كه رواياتى را كه از حذف شدن برخى آيات پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخن مىگويند ، صحيح بدانيم ولى نيك مىدانيم كه اين اخبار شايستگى اثبات تاريخى را نداشته و بدين ترتيب ، اين شكل منتفى است .
( 2 ) شكل دوم : آيات قرآن به همان ترتيب كه نازل شده است ، مرتب گردد ؛ زيرا مىدانيم ترتيب كنونى قرآن ، مطابق ترتيب نزول آن نيست .
البته در شكل سوم خواهيم گفت كه بر هم زدن ترتيب نزول آيات به دستور خود پيامبر بوده است ؛ بنابراين تغيير در اين ترتيب ، نافرمانى از دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد و امام مهدى عليه السّلام چنين كارى نخواهد كرد .
( 3 ) شكل سوم : فرض كنيم پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، آيهها و سورههاى قرآن كريم جابهجا شده باشد و ترتيبى كه ايشان براى آن در نظر گرفته بود ، بر هم خورده باشد . براى اثبات اين فرض دليل كافى وجود ندارد بلكه در روايات تأكيد شده كه شكل و ترتيب كنونى قرآن كريم ، همان است كه به دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سامان يافته است .
در اين صورت هيچ يك از شكلهاى سهگانه ثابت نمىگردد و در نتيجه احتمال دوم ، به طور كلى نادرست نيست .
البته روايتى كه شيخ مفيد از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرده و در آن بر درستى احتمال دوم اشاره شده ، به دليل مرسل بودن ، قابل اعتماد نيست ؛ « 1 » علاوه بر آن كه مىتوان از آن حديث برداشت ديگرى كرد كه به زودى دربارهاش سخن خواهيم گفت .
3 - مراد از « كتاب جديد » تفسيرى جديد ، ژرف و گسترده از قرآن كريم است كه امام عصر عليه السّلام به مردم ارائه مىنمايد . يا آن كه به مدد اصولى كلى و نو ، روشى جديد در تفسير و فهم قرآن كريم را بنيان نهد .
( 4 ) اين تازگى از آن رو مىباشد كه دريافت جديد از قرآن ، از همه دريافتهاى پيشين ژرفتر بوده و با حقايق ناب خود ، همه اختلافات موجود در فهم قرآن كريم و تفسير آن را بر طرف مىسازد .
هامش
( 1 ) . المفيد ، محمّد بن محمّد ، همان ؛ ص 344 . « اذا قام قائم آل محمّد عليه السّلام ضرب فساطيط و يعلّم الناس القرآن على ما أنزل اللّه عزّ و جلّ » ؛ « هرگاه قائم خاندان رسول عليه السّلام ظهور نمايد ، خيمههايى برپا نمايد و قرآن را همان گونه كه نازل گرديده ، به مردم آموزش دهد . »