روايت و غير آن - نخواهد توانست از آن احكام آگاه گردد .
تصور ما آن است كه او ، در بالاترين قله فهم و بينش اسلامى در زمانهء خويش قرار دارد . اين فهم و بينش با همه ژرفا و گسترهاى كه دارد ، داراى كاستىهايى است كه پيش از اين برشمرديم . در نتيجه چنين شخصى چه سان مىتواند اين نقايص را بر طرف سازد ؟
( 1 ) سخن ابن عربى و برخى ديگر كه اطلاع مهدى موعود عليه السّلام از آن احكام را به طور اعجازى ( از طريق الهام و . . . ) مىدانند « 1 » به دو دليل درست نيست :
1 - اين ويژگى ، مختص پيامبران است زيرا نبوت يعنى بيان احكام به طور مستقيم از جانب پروردگار ، بدون واسطگى بشر . امام مهدى عليه السّلام چنين است ولى با اين وصف او هرگز ادعاى پيامبرى نكرده است و اساسا اين كار در شريعت اسلامى ، جايز نيست .
2 - اين معجزه با قانون معجزات همخوانى ندارد زيرا برپا داشتن دولت عدل ، منحصر به آوردن اين معجزه نيست ؛ چه اينكه - مطابق برداشت اماميه - مىتوان جايگزينى براى آن در نظر گرفت كه عبارت است از نقل احكام از طريق روايت به شيوهء طبيعى . اما اگر در گذشته از وجود الهام براى امام عليه السّلام سخن گفتيم « 2 » ، تنها آن را ويژهء زمان فرماندهى امام عليه السّلام در موارد خاص دانستيم و هرگز آن را در قلمرو احكام اصلى دين ، نپذيرفتيم .
( 2 ) در نتيجه اگر بنا باشد حكم جديدى در دولت جهانى مهدوى به عنوان حكمى اصلى و ثابت ، همسنگ وجوب نماز يا حرمت دزدى مطرح گردد ، چنين حكمى را امام عليه السّلام نمىتواند به طور مستقيم با الهام از خداوند بزرگ دريافت دارد ، چه در اين صورت ، مقام نبوت و رسالت براى آن حضرت ثابت مىگردد و چنين چيزى به ضرورت دين ، نشدنى است . بنابراين چنين احكامى تنها با « روايت » قابل اثبات است . اما در مواردى ديگر كه از چنان اهميتى برخوردار نيست ، موضوع الهام مطرح مىگردد .
ب ) موضع امام عصر عليه السّلام درباره احكامى كه منابع آن از بين رفته و عمل به آن نيز فراموش شده ، چگونه خواهد بود ؟
( 3 ) پاسخ بسيار روشن است ؛ زيرا فرض آن است كه اين دسته احكام در صدر اسلام وجود داشته و فهم آنها نياز به دريافت جديدى در ساحت انديشه نداشته بلكه تنها نياز به نگهدارى و جلوگيرى از بين رفتن آنها مىباشد كه اين امر نيز با بالا رفتن احساس مسئوليت مسلمانان ممكن مىگردد ؛ يعنى همان چيزى كه در نسلهاى گذشته ، وجود نداشته و موجب از بين رفتن منابع اين احكام شده است .
( 4 ) طبق برداشت اماميه ، حضرت ولى عصر عليه السّلام از دو راه با اين احكام آشناست :
1 - نقل روايت از پدران ارجمندش و آنها نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ايشان هم از خداى عز و جل .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ابن عربى ، محى الدين ، همان ؛ ج 3 ، ص 327 به بعد .
( 2 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 505 .