2 - هم عصرى آن حضرت با اين احكام ، پيش از آن كه از بين بروند . نسلهايى كه بعدا آمدهاند شناختى از آن احكام نداشتهاند و تنها امام مهدى عليه السّلام است كه در دورهء شهرت آن احكام ، زنده بوده و اينك از مضمون آنها اطلاع دارد و در نتيجه مىتواند پس از ظهور ، آنها را اعلان نمايد .
( 1 ) ج ) موضع امام عليه السّلام درباره احكام ظاهرى چگونه خواهد بود ؟
اين پرسش نيز پاسخ روشنى دارد . هم چنان كه پيشتر گفتيم حكم ظاهرى به هنگام ندانستن حكم واقعى مطرح مىگردد و اين امر به دليل دور شدن از سرچشمه قانونگذارى اسلامى است . اما هرگاه فرد از حكم واقعى اسلامى آگاه باشد ، نبايد به حكم ظاهرى عمل نمايد و امام مهدى عليه السّلام اينچنين است و احكام واقعى اسلامى را خود بيان خواهد نمود . ابن عربى در فتوحات مىنويسد :
او دين واقعى را آشكار مىسازد آن طور كه اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله زنده بود ، چنان مىكرد .
اما در نزد اماميه ، مهدى عليه السّلام امام دوازدهم مىباشد و همه امامان دوازدهگانه ، سر چشمههاى قانونگذارى و تشريع هستند . سخن و عمل آنها بزرگترين بخش سنت را تشكيل مىدهد ؛ بنابراين حكمى كه مهدى عليه السّلام اعلان مىنمايد ، حكمى واقعى خواهد بود .
آرى ، هم چنان در برخى موارد جزئى كه مكلف دربارهء آن شك و يا جهل دارد ، احكام ظاهرى باقى خواهد ماند ؛ مانند مسائلى كه به زندگى شخصى او بازمىگردد .
( 2 ) د ) موضع امام عليه السّلام در برابر احكام اسلامى كه در عصر پيش از ظهور اجرا نگرديده است ، چيست ؟
ايشان اقدام به پياده نمودن احكام كلى خواهد نمود . او دولت عدل جهانى را بنيان مىنهد و با قرار گرفتن در رأس آن به اداره امور و اجراى برنامه عدالت محور خويش در سطحى نو و ژرف خواهد پرداخت .
اما در مورد احكام خاص كه به اشخاص مربوط مىشود بايد گفت ايشان هر شورشگر و نافرمانى را خواهد كشت و تنها كسانى باقى مىمانند كه آمادگى پيروى از دولت عدل جهانى را داشته و حاضر باشند منافع شخصى خود را به پاى آن قربانى نمايند .
با اين چهار موضعگيرى از سوى امام عليه السّلام ، همه كاستىهايى كه اسلام و مسلمانان در طول دوره غيبت از آن در رنج بودند ، بر طرف مىشود .
( 3 ) محور پنجم : پس از توضيحاتى كه گذشت ، به روشنى تمام مىتوانيم مفهوم امر جديد ، نيروى جديد و . . . را دريابيم . در توضيح اين مطلب نكاتى را مىآوريم :
( 4 ) نكته نخست : مراد از نيروى جديد ، شيوهاى جديد در اداره دولت و امور اجتماع مىباشد . اين شيوه كه در اسلام مشروعيت دارد ، هيچگاه به طور صحيح چه در حكومت امويان و چه در دولت عباسيان و چه در ساير جوامع پياده نگرديده است زيرا آن حكومتها هم در ابزارها و هم در اهداف با روش صحيح حكومت اسلامى ، اختلاف اساسى داشتهاند . امام مهدى عليه السّلام اين شيوه را با ملاحظات جديدى به طور كامل اجرا خواهد نمود .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٨٨