بنابراين لازم بوده است بيان اين احكام تا زمان آشنايى جامعه بشرى با موضوعات آن به تأخير افتد . و اين اتفاق تنها در زمانى روى خواهد داد كه بشريت به واسطه حضرت صاحب الامر عليه السّلام بار ديگر به سرچشمه فياض تشريع در صدر اسلام مرتبط گردد .
( 1 ) 2 - دستهاى ديگر از احكام در طول زمان در پى بىتوجهى و قدر ناشناسى صاحبان منابع اصيل اسلامى و يا در نتيجه حوادث هولناكى از قبيل يورش مغول و جنگهاى صليبى از بين رفته است .
صدها هزار نسخه از كتابهايى كه حاوى ميراث گرانبهاى سنت و فقه اسلامى بوده به دنبال اين حوادث از دست رفته و امت اسلام از اين ذخاير ارزشمند محروم شده است .
( 2 ) 3 - فقيهان از آن رو كه در بسيارى از موضوعات جديد و مسائلى كه در گذر زمان پيش مىآيد ، دست خويش را از احكام واقعى اسلامى كوتاه مىبينند به ناچار دستاويزى جز اصول كلى اسلامى معينى كه اين قبيل رويدادها را پوشش دهد ، ندارند . اين اصول كلى و صحيح ، فرد را از سردرگمى و حيرت در مورد احكام اسلامى و وظايف شرعى نجات مىبخشد اما نتيجهاى را كه حاصل مىشود نمىتوان در هر موردى ، بيانگر حكم واقعى اسلام دانست . اين همان چيزى است كه به « حكم ظاهرى » نامبردار است .
پس از پايان عصر تشريع تا زمان ما ، اين دسته از احكام ، بسيارى از مسائل فقهى يا تقريبا همهء آنها را شامل مىشود ؛ مگر احكام روشنى كه ثبوت آنها در دين اسلام قطعى است .
اينكه مىبينيم فقيهان بزرگوار به طور معمول فتواهاى خويش را به شكلى قطعى بيان مىنمايند ، مرادشان از قطعى بودن حكم ، قطعى بودن حكم ظاهرى است ؛ يعنى اين فتوا ، نهايت تكليف مكلفان در روزگار جدايى از عصر تشريع مىباشد و عمل به آن ، متضمن پيروى از پروردگار و رفع تكليف از مكلفان است . ولى به هر روى بيانگر حكم واقعى اسلامى نيست . اين امر در نزد فقيهان همه مذاهب اسلامى بديهى است و در اينجا بيشتر از اين نمىتوان سخن گفت .
( 3 ) 4 - احكامى كه به رغم ثبوت آن در اسلام ، در جامعه مسلمانان پياده نشده است ؛ در اين باره تفاوتى نمىكند كه آن احكام فردى باشد و يا اجتماعى و حكومتى . پيش از اين گفتيم كه شكست مسلمانان در آزمايشهاى الهى ، موجب خروج بسيارى از آنان از دايره اطاعت از احكام روشن اسلام و ضروريات دين مىگردد .
( 4 ) محور سوم : هر چند جدايى از عصر تشريع ، موجب پديدارى نقص و كاستىهايى در احكام اسلامى گرديده اما نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه با گذشت دوران طولانى غيبت ، زمينه براى ارتقاى سطح فكرى امت اسلامى از چند جهت فراهم مىشود .
اين فرآيند موجب آمادگى براى فهم احكام نو و ژرفايى جديد در عصر پس از ظهور خواهد شد . رسيدن به اين سطح از انديشه براى امت اسلام بلكه براى همه بشريت ، امرى ضرورى است زيرا براى صعود به قلههايى كه امام عليه السّلام هدفگذارى نموده است ، ناگزير بايد اين قابليت براى رشد و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٨٥