تربيت بشر بوجود آيد .
( 1 ) پيشتر گذشت كه انديشه امت اسلامى در روزگار غيبت در چند حوزه ، عمق و گسترش مىيابد :
1 - مفاهيمى از قبيل « هستى » و « زندگى » در اذهان عموم مسلمانان و به ويژه انديشمندان آنها ، ژرفاى خاصى پيدا مىكند .
2 - درك و دريافت مسلمانان از قانون و فقه ، از لحاظ پديدارى موضوعات جديد و نيز از نظر راههاى استدلال ، متكاملتر مىگردد ؛ زيرا گرچه فقه در بيشتر موارد بيانگر احكام ظاهرى است و پرده از واقعيات برنمىدارد ، ولى در عصر غيبت راه استنباط احكام و فهم آن ، ناگزير عميقتر و فراگيرتر مىشود .
3 - آگاهى از فلسفه و مبانى فكرى ساير مكاتب و نحلهها و ژرف شدن تدريجى در وادى نقد و به چالش كشيدن نظريات آنان .
4 - انس و عادت به غمخوارى براى مردم و پيگيرى اخبار و مشكلات آنان و تعامل صحيح در برابر رويدادهاى جهان . اگر اين كارها در مسيرى مبتنى بر آموزههاى اسلامى هدايت شود ، در واقع عملى اسلامى خواهد بود و رنگ الهى به خود خواهد گرفت و بر هر مسلمانى لازم است كه اينچنين باشد .
5 - رشد و توسعه علومى هم چون : فيزيك ، شيمى ، ستارهشناسى ، پزشكى و . . .
هر چه زمان مىگذرد ، بحث و بررسى و باريكانديشى در اين موارد پنجگانه ، موجب پيشرفت و تحول چشمگير در آنها مىگردد تا آنجا كه امت اسلامى به سطح والايى از دانش برسد و شايستگى درك ژرفاى واقعى مبانى فكرى را كه دولت جهانى بر اساس آن بنياد نهاده مىشود ، پيدا نمايد .
( 2 ) محور چهارم : هرگاه جامعه اسلامى به جايگاه شايسته و مطلوبى در برنامه كلى الهى برسد ، امام عليه السّلام مىتواند به راحتى ، كاستىها و نواقصى را كه به آن اشاره رفت ، جبران نمايد .
تا جايى كه ما مىفهميم ، آن حضرت در برابر هر يك از آن نقص و كاستىها ، موضعى خاص در پيش مىگيرد :
الف ) موضع آن حضرت در مورد احكام ابلاغ نشده .
امت اسلامى پس از آن كه به جايگاه شايسته خويش در فهم احكام دقيق و سنجيده و مبسوط اسلامى دست يافت و پس از آن كه امام عليه السّلام به عنوان تنها شخص آگاه به آن احكام اعلان نشده ، آنها را از پدرانش و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و در نهايت از پروردگار متعال روايت نمود ، در اين صورت زمان اعلان آن احكام براى مشاركت در ساختن جهانى عادلانه و كامل ( مطابق برنامه كلى الهى براى زمان پس از ظهور ) فرا مىرسد .
( 3 ) اين برداشت ، ويژه اماميه است و گرنه غير اماميه - كه مىپندارند مهدى هنوز متولد نشده است - بر اين باورند كه او نيز هم چون ديگر مردمان خبرى از احكام اعلان نشده ، ندارد و به شيوه طبيعى - با
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٨٦