نمىدارد .
( 1 ) همچنين شرايط سختى كه آن پيشوايان از سر گذراندهاند ، محكى خواهد بود براى آزمايش مؤمنان و غير مؤمنانى كه هم عصر آنهايند ؛ تا معلوم گردد كه عكس العمل آنها در برابر پيشوايان حق و نيز ميزان تلاش و از خودگذشتگى آنان چگونه است .
رهبرى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در صدر اسلام اين گونه بوده است و حضرت بقية اللّه الاعظم عليه السّلام هم در عصر ظهور چنان خواهند كرد .
( 2 ) گفتنى است فراهم آمدن كارها به خودى خود ، دو علت مىتواند داشته باشد :
1 - علت اعجازى ؛ كه پيشتر گفتيم چون قابل جايگزينى با امور طبيعى است ، امكان تحقق ندارد .
2 - علت طبيعى ؛ به اين معنى كه بگوييم اقتضاى برنامه الهى در پيش از ظهور ، بر آمدن اين نتيجه بوده است و در نهايت به فراهم شدن كارهاى حضرت ولى عصر عليه السّلام به صورت خود كار مىانجامد .
بايد گفت اين علت نيز غير محتمل است ؛ زيرا ما قبلا با همه جزئيات برنامه كلى الهى در دوران پيش از ظهور آشنا شديم و چنين اقتضايى را در آن نيافتيم بلكه عكس آن را ملاحظه كرديم و آن اينكه برنامه كلى الهى ، اقتضاى وجود تعداد كافى از پيكار گرانى را دارد كه دروازههاى جهان را با حق و عدالت بگشايند و نيك مىدانيم كه چه سختى و مرارتهايى در ميدان جنگ وجود دارد .
پس اين نظريه ( راست آمدن كارها براى امام عصر عليه السّلام به طور خود كار ) خاستگاه صحيحى نداشته و قابل اثبات نيست . علاوه بر اين كه خود روايات قابليت آن را دارند كه اين نظريه را رد نمايند .
( 3 ) نكته سوم : در بعضى احاديث آمده است امام مهدى عليه السّلام خونى را بر زمين نمىريزد و خفتهاى را بيدار نمىسازد در حالى كه روايات ديگر آن را رد مىنمايد ؛ كداميك از اين دو دسته روايات صحيح مىباشد ؟ در پاسخ مىتوان گفت : ما گاهى به روند فتح جهان و تأسيس دولت جهانى نگاه مىكنيم ؛ گاهى نيز به جامعهاى كه در نتيجه انقلاب مهدوى پديد مىآيد مىنگريم . در نگاه نخست وجود سلاح امرى ضرورى است و روايات متواترى نيز در اين باره وجود دارد علاوه بر اينكه عقلا در مقابل دشمن ، نياز به اسلحه مىباشد . گفتيم در اينجا راهى براى اعجاز وجود ندارد پس به ناچار بايد اين خبر را رد كرد . اما اگر جامعه عدالت محور مهدوى را كه در رفاه و خوشبختى است لحاظ نماييم ، جرم و فساد در آن بسيار كم اتفاق مىافتد و از اين رو اساسا نيازى به كشتن افراد نيست . از اين زاويه ، آن حديث به طور كامل درست مىباشد « او خونى را بر زمين نمىريزد » زيرا نيازى به اين كار نمىبيند . در روايت ديگرى آمده است « او زمين را از عدل مىآكند همانطور كه از جور و ستم لبريز شده باشد ، تا مردم به عهد نخست خويش [ با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] بازگردند . [ او ] خفتهاى را بيدار نمىسازد و خونى را بر زمين نمىريزد » از اين حديث به خوبى پيداست كه توقف كشتار و خونريزى ، پس از استقرار عدالت در زمين است ، نه پيش از آن .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٥٠