دل كافر يا شخص منحرف ، عمق و ژرفاى بيشترى مىيافت و افق انديشه و بينش آنها تا ميزان بسيار زيادى گسترش پيدا مىكرد .
( 1 ) كافرى كه در مرحله پيش از ابتلائات الهى قرار دارد ، به دليل سادگى و عدم پيچيدگىاش و نيز سطح نازل شخصيتى ، شايسته چنين رفتار قاطع نظامى نيست اما كافر پس از دورهء آزمايشهاى الهى ، آن قدر كفر پيچيدهاى دارد كه كمترين مجازاتش ، جنگ با اوست ؛ زيرا او همواره در دوران امتحانات الهى با كمال هوشيارى و آگاهى به ستيز كينهتوزانه با حق و عدل پرداخته است . از اين رو رواست كه پاسخى مناسب و همسان با رفتار خشن و لجاجتآميز خود دريافت دارد : « لا يكفّون سيوفهم حتّى يرضى اللّه عزّ و جلّ » .
( 2 )
زمان اين كشتار فراگير ، هشت ماه است .
( 3 ) محور نخست : بيان رواياتى در تأييد اين موضوع :
( 4 ) شيخ صدوق به سند خود از ابو بصير روايت كرده است كه شنيدم حضرت باقر عليه السّلام فرمود :
ثمّ يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر بيمينه . فلا يزال يقتل أعداء اللّه حتّى يرضى اللّه عزّ و جلّ . . . « 1 »
. . . پس به مدت هشت ماه شمشير بر دوش خواهد بود و بىوقفه دشمنان خدا را خواهد كشت تا آنگاه كه خداوند خشنود گردد .
( 5 ) نعمانى و مجلسى از ابو بصير نقل كردهاند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
لا يخرج القائم عليه السّلام حتّى تكون تكملة الحلقة . قلت : و كم تكملة الحلقة ؟ قال : عشرة آلاف . . . ؛ يجرّد السيف على عاتقه ثمانية أشهر ، يقتل هرجا . . . « 2 »
قائم ظهور نمىكند مگر آن كه حلقه [ يارانش ] تكميل شود . گفتم : چند نفرند ؟ فرمود : ده هزار نفر . . . هشت ماه شمشير برهنه [ اش ] را بر دوش مىكشد و بسيار مىكشد .
( 6 ) سيوطى از نعيم بن حماد روايت كرده است كه امام على عليه السّلام فرمود :
إذا بعث السفيانى جيشا فخسف بهم بالبيداء . . . و يخرج رجل من قبله رجل من أهل بيت بالمشرق ، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر . . . « 3 »
زمانى كه سفيانى لشكرى را بفرستد و سرانجام در بيابان بيداء فرو روند . . . پيش از آن ، مردى از اهل بيت پيامبر در مشرق قيام كرده و هشت ماه شمشير بر دوش مىكشد و . . .
( 7 ) او همچنين از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود :
. . . لا يعطيهم إلّا السيف ، يضع السيف على عاتقه ثمانية أشهر ، حتّى يقولوا : و اللّه ما هذا من
هامش
( 1 ) . الصدوق ، محمّد بن على ، همان ( نسخه خطى ) .
( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 165 و المجلسى ، محمّد باقر ، همان ؛ ج 13 ، ص 193 .
( 3 ) . السيوطى ، جلال الدين ، همان ؛ ج 2 ، ص 126 .