( 1 ) الف ) ما اختصاص اين امر را به مسلمين نمىپذيريم ؛ زيرا اين روايات خود بر دو نوعاند :
1 - رواياتى كه بيانى مطلق داشته و ظاهر آن همه انسانها را در بر مىگيرد . مانند اينكه :
« القائم يسير بالقتل . . . و لا يستتيب أحدا » « قائم با كشتار به پيش مىرود . . . و توبه كسى را نمىپذيرد . »
و « ما هو إلّا السيف » « او جز شمشير نيست » « فلا يزال يقتل أعداء اللّه حتّى يرضى اللّه عزّ و جلّ » « همواره دشمنان خدا را خواهد كشت تا خداوند خشنود گردد . » و مانند اينها .
2 - رواياتى كه از بعضى گروهها نام برده ؛ هم چون : قريش ، بتريه ، اهل سواد ، فارس و هفت قبيله از قبيلههاى عرب .
انحراف و مهدور الدم بودن افراد قبيله « بتريه » كه مشخص است ؛ اما ديگر گروهها از مسلمان ( با مذاهب مختلف ) و غير مسلمان تشكيل شده است .
آوردن اسامى اين گروهها در روايات ، منافاتى با تعميم اين كشتار به ديگران ندارد و به طور خلاصه بايد گفت قانون « با مردم به اندازهء عقلشان سخنگوى » مانع از ذكر اسامى ساير گروههايى شده است كه سزاوار كشته شدن هستند .
( 2 ) ب ) اگر از سطح نخست ، كوتاه بياييم و ظهور روايات را در اينكه بيشتر كشتهشدگان از مسلمانان مىباشند بپذيريم ، چيز شگفتانگيزى نخواهد بود بلكه مىتوان آن را مطابق با اصول كلى اسلامى و برنامه كلى الهى دانست . همچنان كه پيشتر نيز اشاره كرديم تصرف سرزمينهاى غير اسلامى با شيوهء خاصى انجام خواهد گرفت و همانطور كه در روايات آمده است ، بيشتر با روشى مسالمتجويانه خواهد بود . البته كشتارى كه از مسلمانان صورت مىگيرد ، نه براى سيطره بر آنان بلكه به خاطر پاكسازى جامعه از عناصر مجرم و فاسد مىباشد .
( 3 ) تفاوت بين مسلمانان و ديگران را مىتوان در موارد زير خلاصه نمود :
ويژگى نخست : مسلمانان دليل و برهان كافى براى درستى و حقانيت اسلام دارند و اين انديشه به طور بسيار گستردهاى در بين آنها پراكنده شده است اما غير مسلمانان به طور يكسان با اين انديشه آشنا نيستند .
ويژگى دوم : امت اسلامى ، صاحب برنامه عادلانه و كامل « اسلام » است كه پس از پياده كردن آن در كشورهاى اسلامى ، به شكل ممتازترى در سطح تمام جهان اجرا خواهد گرديد .
ويژگى سوم : امت اسلامى اين برنامه را در عرصه انديشه و عمل براى همه جهانيان به ارمغان خواهد برد و بدين ترتيب مركز فرماندهى و كانون تپنده جهان فردا خواهد شد .
ويژگى چهارم : مسلمانان ، پيش از دوران ظهور ، مطابق برنامه كلى الهى از كوران حوادث و امتحانات عبور كرده و نتايج آن را در ميان خود ديدهاند و حجّت بر آنها تمام شده است بر خلاف ملتهاى غير مسلمان كه البته آنها نيز آزمونهايى را پشت سر نهادهاند اما از زاويهاى ديگر بوده كه نتايج متفاوتى را براى آنها به بار آورده است ؛ هم چون : بر ملا شدن سراب مكاتب دروغين و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٤٨