نظامى براى رسيدن به پيروزى نيست بلكه پيش در آمد مهمى است براى جامعهسازى عدالت مدار .
از اين رو امام عصر عليه السّلام در غير جنگ نيز دست به كشتن مىزند . امام جعفر صادق عليه السّلام در رواياتى مىفرمايند :
بينا الرجل على رأس القائم يأمر و ينهى ، إذ أمر بضرب عنقه
ناگهان در موقعى كه شخص [ منافقى ] مشغول امر و نهى است ، قائم دستور مىدهد گردنش را بزنند .
( 1 ) اگر بخواهيم با ادبيات اين زمانه سخن بگوييم ، خواهيم گفت : رئيس هر كشورى كه قصد دارد ايدئولوژى خود را حاكم سازد ، ناچار است مخالفين خود را و نيز هر كسى را كه احتمال دارد بعدا به مخالفت با او برخيزد ، از سر راه بردارد و به نرمش و وقتكشى در مورد آنان تن ندهد ؛ زيرا او مبانى فكرى خود را حق مىداند و مخالفانش را دشمن حق . او چنين مىانديشد كه مخالفت با حق ، جرمى نابخشودنى است و مجرم نمىتواند در جامعه صالح زندگى نمايد .
( 2 ) به همين دليل در زمان ظهور ، توبه پذيرفته نمىشود زيرا فردى كه در كژراهه سير مىكند و عادت به نافرمانى از حق دارد ، هرگز توبهاى حقيقى نخواهد داشت ؛ هر چند فقه اسلامى او را در ظاهر فردى صالح بينگارد . در حالى كه شخص مطلوب از نظر اسلام در دوران پس از ظهور كسى است كه حقيقتا در مدار عدالت گام نهد و تنها عدالت گام نهد و تنها عدالت ظاهرى سود نخواهد بخشيد . توبه نيز - به ويژه آنجا كه از سر ترس باشد - موجب تحول در روان و انديشه شخص نمىگردد بلكه او با ترجيح منافع شخصىاش ، در نخستين قدم خواهد لغزيد . پس در اين صورت گزيرى از ردّ توبه او و اظهار بىنيازى از او وجود ندارد .
( 3 ) براى نيل اين هدف ، مطابق آنچه تا به حال دريافتهايم ، امام مهدى عليه السّلام مجاز به كشتن اين عده از مسلمانان است ، هر چند به جنگ او نيز نيامده باشند . در حالى كه چنين اقدامى پيش از ظهور براى هيچ يك از رهبران اسلامى جواز شرعى ندارد . به عنوان نمونه امام على عليه السّلام تا وقتى كه مسلمانان بر او شمشير نكشيدند ، با آنها نجنگيد . از اين رو در روايات مىخوانيم كه روش امام مهدى عليه السّلام با شيوه پيامبر و امام على عليهما السّلام از اين نظر ، تفاوت دارد ؛ آن دو بزرگوار با مردمان منحرف و منافق با گذشت و مدارا برخورد مىنمودند اما حضرت بقية اللّه عليه السّلام بر اساس « كتابى كه در نزد اوست » از سوى خداوند مكلف است همه آنها را از دم تيغ بگذراند « تا زمانى كه خداوند راضى گردد » و فرمان الهى موبهمو انجام گيرد و مأموريت به پايان رسد .
( 4 ) شمارى از روايات بر اين موضوع تأكيد دارند ؛ مانند روايتى كه علامه مجلسى از ابو بصير نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
لا يا ابا محمّد ، ما لمن خالفنا فى دولتنا من نصيب . إنّ اللّه قد أحلّ لنا دماءهم عند قيام قائمنا ، فاليوم محرّم علينا و عليكم .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: حسن سجادپور
ص٣٤٦