و سيماى ظاهرى آن حضرت ، خود فراهم كنندهء چنين آزمايشى است اما چون روايات از امكان چنين تفاوتى خبر دادهاند و مردم هم به اين امر ملتفت گشتهاند ، مىتوان گفت بسيارى از مردم از اين امتحان سر بلند بيرون خواهند آمد .
( 1 ) 2 - گروهى از مردم كه اين گونه مورد آزمايش الهى قرار مىگيرند ، كسانىاند كه طول عمر امام موعود عليه السّلام را باور دارند اما سطح بينش و آگاهىهاى دينى آنان از درك تفاوت بين عمر حقيقى و سيماى ظاهرى ايشان عاجز است و از اين رو انتظار دارند به گاه ظهور او را در سيماى پيرى كهنسال ببينند و وقتى چهره جوان او را ملاقات مىكنند برايشان باوركردنى نيست .
تا اينجا به چهار مورد از ضمانتهاى پيروزى حضرت ولى عصر عليه السّلام كه مترتب بر برنامه كلى الهى در پيش از ظهور مىباشد ، پرداختيم . اينك به قسمت دوم اين ضمانتها مىپردازيم .
( 2 )
قسمت دوم : ضمانتهاى موجود در دوران پس از ظهور
ضمانتهايى كه در اينجا به آن خواهيم پرداخت ارتباطى با برنامه كلى الهى در عصر غيبت نداشته و خود به طور مستقل داراى طرح و برنامه معينى است . اين ضمانتها كه مربوط به برنامه كلى الهى در عصر پس از ظهور است در بخشهاى نظامى ، اجتماعى ، عقيدتى و مانند آن پديد مىآيد و در روند پيروزى امام عليه السّلام تأثيرگذار خواهد بود .
( 3 ) اين ضمانتها نيز هم چون ضمانتهاى قسمت اول ، چهار مورد مىباشد :
ضمانت نخست : استفاده از اصل غافلگيرى در شروع نبرد يا در آغاز انقلاب جهانى .
اصل غافلگيرى نقش تعيين كنندهاى در موفقيت عمليات نظامى دارد و فرماندهان نظامى در طراحىهاى جنگى به آن توجه ويژهاى دارند . هرگاه نيروى مهاجم بتواند بهتر و بيشتر از اصل غافلگيرى بهره ببرد ، احتمال پيروزىاش بيشتر مىشود ؛ تا آنجا كه با غافلگيرى كامل مىتواند پيروز قطعى ميدان جنگ باشد .
( 4 ) هنوز به ياد داريم كه مصرىها در سال 1976 چگونه با بهرهگيرى از اصل غافلگيرى توانستند از خط دفاعى اسرائيل عبور نمايند و آن را درهم شكنند و تاكنون نيز در تصرف خود باقى نگه دارند ؛ تازه اين موفقيت در شرايطى بود كه مصرىها به طور كامل از اين اصل استفاده نكرده بودند .
اين شيوهء جنگى در قيام جهانى حضرت بقية اللّه عليه السّلام به طور كامل به كار گرفته خواهد شد ؛ زيرا دشمنان كافر كيش و مادهگراى او به طور كامل از انقلاب جهانى ايشان بىاطلاع مىباشند . در نتيجه آن قيام كاملا غافلگيرانه اتفاق خواهد افتاد .
( 5 ) در اين مورد رواياتى وارد شده است :
مرحوم صدوق به سند خود كه آن را به امام رضا عليه السّلام مىرساند از پدران آن حضرت روايت كرده است :