تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
از آگاهى از سه موضوع زير حاصل مىگردد : الف ) تعداد افراد مورد نياز براى نبرد پايانى . ب ) شناخت كلى از ويژگىهايى هم چون اخلاص و . . . كه شايسته است افراد آن سپاه دارا باشند . ج ) آگاهى از تحقق اين ويژگىها در آن افراد . و هم چنان كه پيشتر ثابت كرده‌ايم آگاهى از اين امور سه‌گانه براى ما ممكن نيست . ( 1 )

محور دوم : در اينجا به طرح پرسشى دربارهء نظريه ناگهانى بودن ظهور پرداخته و به آن پاسخ مىدهيم .

پرسش : چگونه مىتوان اصل غافل‌گيرى و ناگهانى بودن ظهور را با وجود نشانه‌هاى نزديكى هم چون ندا فرو رفتن در بيابان و . . . هماهنگ دانست ؟ زيرا اين امور هشدار و بيدار باشى براى ظهور است و بدين ترتيب اصل ناگهانى بودن ظهور زير سؤال مىرود . پاسخ : پيش از اين گفته‌ايم آن نشانه‌ها براى هشيار ساختن مخلصان آزموده و نيز همهء باورمندان به امام عصر عليه السّلام قرار داده شده است و از اين رو اصل ناگهانى بودن ظهور درباره اينان به طور كامل صدق نمىكند و اساسا معنا ندارد كه آنها نيز در بىخبرى بمانند ؛ زيرا آنها بايد به گاه ظهور در نزد امام عليه السّلام حاضر شوند . اصل غافل‌گيرى نه براى دوستان بلكه طرحى است بر ضد دشمنان و بارها گفته‌ايم كه دشمنان به اين نشانه‌ها واقف نخواهند شد و آنها را نشان از چيزى نمىگيرند . در اين صورت آنان اساسا ظهور را انتظار نمىبرند و ظهور برايشان كاملا غافلگيرانه است . ( 2 )

ضمانت دوم : وحشت و هراس در دل دشمنان .

در اين باره ضمن چند محور به بحث و بررسى مىپردازيم : ( 3 )

محور اول : بيان برخى روايات در اين باره

: نعمانى از ابو حمزه ثمالى روايت كرده است كه از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه فرمود : لو قد خرج قائم آل محمّد عليه السّلام . . . و الرّعب مسيرة أمامه « 1 » آنگاه كه قائم آل محمّد عليه السّلام ظهور نمايد . . . رعب و وحشتى [ كه از او در دل دشمنان مىافتد ] پيشاپيش او مىرود . ( 4 ) همچنين او از هشام بن سالم نقل كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : بينا الرّجل على رأس القائم عليه السّلام يأمر و ينهى ، إذ يأمر بضرب عنقه . فلا يبقى بين الخافقين إلّا خافه . « 2 » ناگهان در موقعى كه شخص [ منافقى ] مشغول امر و نهى است ، قائم عليه السّلام دستور مىدهد كه او
هامش
( 1 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 122 . ( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 126 .