تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
« يشق رأسه فى باذخ السؤدد » تعبيرى است مجازى از بزرگى و شرافت آن حضرت . ( 1 )

محور چهارم : گشودن مهم‌ترين گره‌هاى تعارض بين اين روايات

مهم‌ترين اين ناهمخوانىها در روايات دسته اول ، در مورد تعيين عمر امام عليه السّلام در هنگام ظهور مىباشد . روايات دسته اول خود به دو بخش اصلى تقسيم مىشود : 1 - رواياتى كه به عدد مشخصى تصريح كرده‌اند ؛ چهل ، سى ، سى و دو ، هجده و پنجاه و يك سال . از ظاهر هر كدام از اين روايات بر مىآيد كه سن ايشان كمتر و يا بيشتر از آن عددى كه وارد شده ، نيست . 2 - رواياتى كه به دورهء نامشخص و يا عددى غير معيّن دلالت دارند ؛ مانند اين تعابير : در سيماى جوانان ، مردى چهل‌ساله يا كمتر از آن ، بين سى و چهل سال ، جوان چهره و . . . ( 2 ) مهم آن است كه سنّ امام عليه السّلام را تنها از روى چهره ظاهرى ايشان در هنگام ظهور تعيين نماييم . همانطور كه در روايات آمده « هر كس به او بنگرد سنّش را چهل‌ساله يا كمتر مىيابد » چگونه مىتوان سنّ واقعى امام عليه السّلام را از زمان تولّدش محاسبه نمود ؟ از سيماى ظاهرى تنها مىتوان سن فرد را به طور تقريبى حدس زد و سال عمر چنين شخصى را نمىتوان بر شمرد ، ديگر چه رسد به روز و ساعت آن . ( 3 ) مطابق برداشت غير شيعى ، روايات بخش اول با يكديگر كاملا تعارض دارد ؛ زيرا امام عليه السّلام بايد يا سىساله ، يا سى و دوساله ، يا چهل‌ساله و يا . . . باشد و نمىتوان دو تا از اين اعداد را به او نسبت داد . روايات بخش دوم نيز خالى از تعارض نيست زيرا پنجاه و يك سال اساسا با جوان بودن و بين سى و چهل‌ساله بودن منافات دارد ؛ حتى سى يا چهل‌ساله بودن نيز با عمر بين سى و چهل سال ، ناهمخوانى دارد و نمىتوان سال عمر او را دو عدد از اين اعداد دانست . در اين صورت ، مطابق فهم غير شيعى ، تعارض بين روايات فراوان بوده و نمىتوان به عدد معينى دست يافت . ولى طبق برداشت شيعه او چهره‌اى جوان دارد و انسان هم معمولا تا مدتى پس از چهل سالگى جوان مىماند . ( 4 ) به ويژه آن كه هرگاه به اوصاف جسمانى امام بينديشيم او را به طور تقريبى بين سى و چهل سالگى مىيابيم . اگر بيننده‌اى هم او را سى و دوساله بداند ، باز بين سى و چهل سالگى است . يا اگر سىساله بدانندش ، باز نزديك سى و دو سالگى است و بدين ترتيب كمتر از چهل سالگى است . حتى بنابر بعضى روايات ، عده‌اى او را چهل‌ساله تصور خواهند كرد . در نهايت ناچاريم از دو روايت دست بكشيم : الف ) روايت هجده سالگى ؛ زيرا از محمّد بن حمير - و نه از معصوم عليه السّلام - روايت شده است ؛