« يشق رأسه فى باذخ السؤدد » تعبيرى است مجازى از بزرگى و شرافت آن حضرت .
( 1 )
محور چهارم : گشودن مهمترين گرههاى تعارض بين اين روايات
مهمترين اين ناهمخوانىها در روايات دسته اول ، در مورد تعيين عمر امام عليه السّلام در هنگام ظهور مىباشد .
روايات دسته اول خود به دو بخش اصلى تقسيم مىشود :
1 - رواياتى كه به عدد مشخصى تصريح كردهاند ؛ چهل ، سى ، سى و دو ، هجده و پنجاه و يك سال .
از ظاهر هر كدام از اين روايات بر مىآيد كه سن ايشان كمتر و يا بيشتر از آن عددى كه وارد شده ، نيست .
2 - رواياتى كه به دورهء نامشخص و يا عددى غير معيّن دلالت دارند ؛ مانند اين تعابير : در سيماى جوانان ، مردى چهلساله يا كمتر از آن ، بين سى و چهل سال ، جوان چهره و . . .
( 2 ) مهم آن است كه سنّ امام عليه السّلام را تنها از روى چهره ظاهرى ايشان در هنگام ظهور تعيين نماييم .
همانطور كه در روايات آمده « هر كس به او بنگرد سنّش را چهلساله يا كمتر مىيابد » چگونه مىتوان سنّ واقعى امام عليه السّلام را از زمان تولّدش محاسبه نمود ؟
از سيماى ظاهرى تنها مىتوان سن فرد را به طور تقريبى حدس زد و سال عمر چنين شخصى را نمىتوان بر شمرد ، ديگر چه رسد به روز و ساعت آن .
( 3 ) مطابق برداشت غير شيعى ، روايات بخش اول با يكديگر كاملا تعارض دارد ؛ زيرا امام عليه السّلام بايد يا سىساله ، يا سى و دوساله ، يا چهلساله و يا . . . باشد و نمىتوان دو تا از اين اعداد را به او نسبت داد .
روايات بخش دوم نيز خالى از تعارض نيست زيرا پنجاه و يك سال اساسا با جوان بودن و بين سى و چهلساله بودن منافات دارد ؛ حتى سى يا چهلساله بودن نيز با عمر بين سى و چهل سال ، ناهمخوانى دارد و نمىتوان سال عمر او را دو عدد از اين اعداد دانست .
در اين صورت ، مطابق فهم غير شيعى ، تعارض بين روايات فراوان بوده و نمىتوان به عدد معينى دست يافت .
ولى طبق برداشت شيعه او چهرهاى جوان دارد و انسان هم معمولا تا مدتى پس از چهل سالگى جوان مىماند .
( 4 ) به ويژه آن كه هرگاه به اوصاف جسمانى امام بينديشيم او را به طور تقريبى بين سى و چهل سالگى مىيابيم . اگر بينندهاى هم او را سى و دوساله بداند ، باز بين سى و چهل سالگى است . يا اگر سىساله بدانندش ، باز نزديك سى و دو سالگى است و بدين ترتيب كمتر از چهل سالگى است . حتى بنابر بعضى روايات ، عدهاى او را چهلساله تصور خواهند كرد .
در نهايت ناچاريم از دو روايت دست بكشيم :
الف ) روايت هجده سالگى ؛ زيرا از محمّد بن حمير - و نه از معصوم عليه السّلام - روايت شده است ؛