بالّذى أملؤها عدلا كما ملئت جورا . و كيف أكون ذلك على ما ترى من ضعف بدنى . و إنّ القائم هو الّذى إذا خرج كان فى سنّ الشيوخ و منظر الشبّان ، قويّا فى بدنه حتّى لو مدّ يده إلى أعظم شجرة على وجه الأرض لقلعها ، و لو صاح بين الجبال لتدكدكت صخورها . « 1 »
به امام رضا عليه السّلام عرض كردم : آيا شما صاحب اين امر هستيد ؟ فرمود : من صاحب اين امر هستم ؛ اما آن كسى نيستم كه زمين را از داد مىآكند همانطور كه از بيداد پر شده باشد . و چه سان باشم درحالىكه ناتوانى بدنم را مىبينى . قائم هنگامى كه ظهور كند سنّ پيران و سيماى جوانان را دارد و آن چنان نيرومند است كه اگر بزرگترين درخت روى زمين را با دست مباركش بكشد ، از ريشه مىكند و اگر در كوهها نهيب زند ، سنگهايش فرو ريزد .
اين روايات خود گوياست و نيازى به شرح و توضيح ندارد . ولى در اينجا بايد به دو موضوع بپردازيم : يك : تفسير لغوى برخى واژهها ؛ دو : تلاش براى حل تعارض بين بعضى از اين روايات . در دو محور بعدى به اين موضوعات خواهيم پرداخت .
( 1 )
محور سوم : شرح برخى واژههاى اين روايات
« يرجع إليهم شابّا موفّقا . . . » « با سيماى جوانى نورس به سوى مردم بازمىگردد » در اين فراز به اين حقيقت اشاره شده كه عمرى كه يك جوان در پيش روى خود دارد ، معمولا طولانى است و از اين رو آينده در نگاه او افقى گسترده دارد و آرزوهايش نيز پردامنه است . و اين همان معنى « توفيق » در روايت است . همان چيزى كه فرد ميانسال ، فاقد آن مىباشد زيرا آينده درخشان و روشنى در برابر خود نمىبيند و دچار يأس و سرخوردگى است .
( 2 ) « صاحب هذا الأمر القوىّ المشمّر . . . » آدمى به طور معمول براى انجام كارها ، آستين بالا مىزند .
اين ويژگى كسانى است كه در كارى خبرهاند و با عزمى استوار به دنبال انجام آن مىباشند و جوانان معمولا چنيناند .
« أجلى الجبهة » مراد كسى است كه پيشانى بلند و گشادهاى دارد .
« كأنّ وجهه كوكب درّى » « چهرهاش ، ستارهاى درخشان است » تعبيرى است از هيبت و شكوه .
« كأنّه من رجال بنى إسرائيل . . . و الجسم جسم إسرائيلى . . . » اين فراز از حديث ، بيانگر جسم ستبر و اندام متناسب آن امام همام عليه السّلام مىباشد . بديهى است سيماى شريف او ، شبيه بنى اسرائيل نيست زيرا از نسل آنها نيست .
« اللّون لون عربى » يعنى گندمگون است .
« أفرق الثنايا » يعنى بين دندانهايش ، فاصله وجود دارد .
« أكحل العينين » مراد ، سياهى مژگان آن حضرت است .
« برّاق الثنايا » يعنى دندانهاى سپيدى دارد .
هامش
( 1 ) . الطبرسى ، فضل بن الحسن ، همان ؛ ص 407 .