تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
راوندى نيز اين روايت را با واژه‌هايى نزديك و مشابه نقل كرده است . « 1 » ( 1 ) دسته دوم : رواياتى كه از شجاعت ، دليرى و برخى ديگر از ويژگىهاى اجتماعى امام مهدى عليه السّلام سخن گفته‌اند . ( 2 ) نعمانى به سند خود كه آن را تا سليمان بن هلال مىرساند ، روايتى را از حضرت صادق عليه السّلام نقل نموده كه آن امام از پدران بزرگوارش روايت كرده است كه امام حسين عليه السّلام فرمود : جاء رجل إلى أمير المؤمنين عليه السّلام فقال له : يا أمير المؤمنين نبّئنا بمهديّكم هذا ؛ فقال : إذا درج الدارجون و قلّ المؤمنون . . . لا يجبن إذا المنايا هلعت ، و لا يجوز إذا المنون اكتنفت ، و لا ينكل إذا الكماة اصطرعت ، مشمّر مغلولب ، ظفر ضرغامة ، حصد مخدّش ، ذكر ، سيف من سيوف اللّه ، رأس قيم ، يشقّ رأسه فى باذخ السؤدد ، و عارز مجده فى أكرم محتد . . . أوسعكم كهفا ، و أكثركم علما ، و أوصلكم رحما . اللّهم فاجعل بيعته خروجا من الغمّة ، و اجمع به شمل الأمّة . فإن خار اللّه لك فاعزم و لا تنثن عنه إن وفّقت له ، و لا تجوزنّ عنه إن هديت إليه ، هاه ، و أومأ بيده إلى صدره شوقا إلى رؤيته . « 2 » مردى نزد امير مؤمنان عليه السّلام آمد و به او عرض كرد : اى امير مؤمنان ما را از اين مهدى خود آگاه كنيد . پس آن حضرت فرمود : هنگامى كه رفتنىها بروند و منقرض شوند و مؤمنان اندك شوند . . . . هنگامى كه مرگ شبيخون زند ، او ( مهدى ) را ترسى در دل نباشد و چون مرگ رو نمايد ، سستى و ناتوانى از خود نشان ندهد و در ميدان نبرد آنجا كه دليران پشتشان به خاك آيد ، عقب‌نشينى نكند . دامن همت به كمر زده و پرجمعيت و پيروزمند و شير بيشه شجاعت باشد كه ريشه‌كن‌كننده ستمگران ، پشتوانه‌اى استوار و مردانه و شمشيرى از شمشيرهاى خدا باشد ، سالار و پرخيرى است كه بزرگ شده خاندان جلالت و شرف است و ريشه مجد و بزرگوارىاش در اصيل‌ترين ريشه‌ها باشد . . . ساحت و درگاهش از همه شما گشاده‌تر و دانش او از همه شما افزون‌تر است و خويشان و نزديكان را بيش از همه شما سركشى مىكند و حفظ و پيوستگى مىنمايد . پروردگارا ، بيعت او را موجب در آمدن دلتنگى و اندوه قرار ده و به واسطه او پراكندگى امت را جمع ساز . پس اگر خداوند براى تو خير خواست پس عزم خود استوار گردان و اگر در راه رسيدن به او توفيق يافتى از او به ديگرى بازمگرد و هرگاه به سويش راه يافتى از او در مگذر . [ امام عليه السّلام پس از اين سخنان ] آه از نهاد بر آورد و با دست به سينه خود اشاره كرد كه چسان مشتاق ديدن روى اوست . ( 3 ) طبرسى از ريّان بن صلت روايت كرده است : قلت للرّضا عليه السّلام : أنت صاحب هذا الأمر ؟ فقال : أنا صاحب هذا الأمر و لكنّى لست
هامش
( 1 ) . الراوندى ، سعيد بن هبة اللّه ، همان ؛ ص 195 . ( 2 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 113 به بعد .