فرهنگ اسلامى و به اندازه رشد انديشه اسلامى در عصر او ، خواهد توانست كاستىهاى موجود در روايات را پر سازد ؛ ولى امكان ندارد كه وى به عين شرايط و وضعيت موجود در زمان پس از ظهور - با همهء ژرفا و گسترهاش - برسد ؛ به ويژه آن كه در شمارى از روايات آمده است كه امام مهدى عليه السّلام امرى جديد ، كتابى جديد و حكومت جديدى را خواهد آورد .
( 1 ) شايد از روشنترين مثالها براى اين موضوع ، مطلبى باشد كه محى الدين ابن عربى دربارهء تاريخ پس از ظهور بيان نموده است . او گمان برده كه امام مهدى عليه السّلام به اصلاح جهان همت مىگمارد در حالى كه نه دستيارانى دارد و نه قانونى [ جديد ] را خواهد آورد . « 1 »
در واقع او به اندازهء سطح تفكر اسلامىاش سخن گفته است و ما اينك كه انديشه اسلامى ژرفاى بيشترى يافته است ، آن سخن را در نهايت ناآشنايى و غرابت مىيابيم .
مشكل پنجم تنها در بحث از تاريخ پس از ظهور ، چهره مىنمايد و گرنه در تاريخ غيبت صغرى و كبرى ، اين مشكل وجود ندارد ؛ زيرا آن دو دوره سپرى شده و يا مىشوند و ابعاد و جوانب آنها معلوم است و هر انديشمند اسلامى مىتواند مباحث آنها را سامان دهد ؛ ولى تاريخ پس از ظهور چنين نيست ؛ زيرا عالمان و پژوهشگران از درك ژرفاى حقيقى آن ناتوانند .
( 2 ) مشكل ششم : هنگام نقد و بررسى رواياتى كه حوادث پس از ظهور را شرح مىدهد ، گاه به ذهن خطور مىكند كه آن حوادث بر پايه معجزه استوار مىگردد ؛ در حالى كه تصديق آن آسان نيست . از اينرو فهم همهجانبهء اين احاديث مشكل مىشود .
گفتنى است اين مشكل را نمىتوان در فهرست مشكلات واقعى تاريخ پس از ظهور جاى داد ؛ زيرا مشكلات پيشين ، حقيقتا موجب نقص و كاستى بحث بوده و پژوهشگر را ناچار مىسازند كه واقعيت را بپذيرد اما اين مشكل چنين نيست و در واقع نقطهء ضعف ، در نزد انديشمندانى است كه معجزه را معتبر نمىدانند ؛ زيرا در شمار مهمى از آن روايات ، به طور كلى به هيچ معجزهاى اشاره نشده است و تنها اقدامات امام مهدى عليه السّلام و دستاوردها و تعداد ياران او و . . . گزارش شده كه اساسا در آنها از معجزه خبرى نيست .
( 3 ) امّا شايسته است در ميان آن روايات ، آنهايى را كه بر معجزه دلالت دارند يك به يك مورد بررسى دقيق قرار داد ؛ در نتيجه هر كدام مطابق قانون معجزهات بود ، « 2 » پذيرفته و هر كدام كه از حدود قانون معجزات بيرون بود ، رد شود و از صلاحيت اثبات تاريخى ساقط گردد .
بنابراين ، مشكل ششم از اهميت قابل توجهى برخوردار نيست و تنها پنج مشكل نخست داراى اهميت مىباشد كه بايد تا حد امكان براى رفع آنها و جلوگيرى از تأثيرات منفىشان ، به بررسى و ارائه راه حل پرداخت .
هامش
( 1 ) . ابن عربى ، محى الدين ، الفتوحات المكية ؛ ج 3 ، ص 327 به بعد .
( 2 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، تاريخ الغيبة الكبرى ؛ ص 37 .