تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
را فتح خواهد نمود . اين در حالى است كه عموم بشريت گرفتار كژى و سركشى و ستم و بيداد مىباشد حتى امت اسلامى نيز از اين انحرافات بر كنار نيست و با اين وصف امكان ندارد چنين امتى كه اكثريت افرادش به كژى ره مىپويند بر كرسى رهبرى جهان تكيه زنند . البته بايد براى ارتقاى مرتبهء اخلاص آن‌ها اقدام شود تا آن كه امت اسلامى به سرعت در جايگاه رهبرى جهان قرار گيرد . اين امر نيازمند اقدامات گستردهء نظامى و فكرى - فرهنگى است اما لازم است بدانيم امام موعود عليه السّلام با مسلمانانى وارد چالش خواهند شد كه منحرف باشند هر چند از لحاظ فكرى - و نه عملى - با امام عليه السّلام هم مذهب باشند . ( 1 ) روش دوم : بيان نكردن هر آنچه كه موجب تحريك عواطف مذهبى و شعله‌ور شدن آتش كينه بين پيروان مذاهب اسلامى مىگردد . هر چند كه با اين سكوت كاستىهايى در اين تاريخ پديد آيد . البته تعداد اين روايات فرقه‌گرايانه زياد نيست و آنها نيز اسناد درستى ندارند ؛ پس نبايد بىتوجهى به آنها موجب تأسف گردد . 2 . حقيقتا يك پژوهنده نمىتواند ژرفاى حقيقى روز موعود را درك نمايد . از اين روست كه راه بر روى شناخت جزئيات برنامه‌اى كه امام عليه السّلام اعلام خواهد كرد و نيز عمق واقعى فرهنگ فرد مسلمان و جامعه اسلامى در آن زمان ، بسته است و تنها مىتوان به شيوه اجمال و به شكل قضاياى كلّى از رويدادهاى آن روز بزرگ سخن گفت . ( 2 ) پس از آگاهى از محورهاى پنج‌گانه ، به روشنى مىتوانيم سستى اشكالى را كه در ابتداى اين مقدمه آورده شد ، مبنى بر اين كه « طرح اين بحث ، بيهوده و تير افكندن در تاريكى است » دريابيم . ثمرات بحث تاريخ پس از ظهور را نمىتوان ناديده گرفت ؛ زيرا هر يك از آن‌ها ( كه در ذيل محور اوّل از اين مقدّمه آورديم ، ) به تنهايى كافى است كه ما را براى ورود به اين مبحث قانع سازد . ( 3 ) اما اين كه « تيرى در تاريكى » باشد ، چنين نيست ؛ زيرا ما اين تاريخ را از منابع و اصول كلى اسلامى دريافت مىكنيم و هرگز ادعاى غيب گويى نداريم . آرى ، اخبارى كه از پيامبر و امامان معصوم عليهم السّلام نقل شده و ما بر آنها تكيه مىكنيم ، حاوى اخبار غيبى و حوادث آينده نيز مىباشد كه خداوند به آنها تعليم فرموده است . هم چنان كه در تاريخ گذشته نيز بر چنين رواياتى اعتماد كرده و درستى آنها را اثبات كرده‌ايم . حتى برخى از آنها از چنان درستى و صحتى برخوردار است كه مىتوان بر آن اساس عقايد اسلامى را ثابت كرد ، چه رسد به موضوع مهدويت . « 1 » در نتيجه اگر بعضى از آن خبرها را بتوان تصديق كرد ، بعيد نخواهد بود كه بتوانيم همهء آنها را نيز پذيرفته و تصديق نماييم . اما در مورد اين اشكال كه « معلوم نيست اين پيشگوييها تحقق پيدا كند يا نه » بايد گفت اين بستگى به استحكام و قوت ادله‌اى دارد كه ارائه مىكنيم كه برخى به طور قطع نتيجه مىدهد و برخى ديگر به ظن قوى . گرچه هر دو آنها شايستگى اثبات تاريخى را دارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 537 به بعد .