خاصش در مورد ساير نقاط جهان ، چندين برابر عنايت ايشان به مسلمانان يا دست كم به اندازه آن مىباشد .
( 1 ) اما اين كه سعى و اهتمام ايشان براى مسلمانان ، چندين برابر سعى و تلاش ايشان براى غير مسلمانان مىباشد ( هم چنان كه منابع اماميه بر آن دلالت دارد ) امرى نامفهوم است .
( 2 ) شايد بتوان در روايات براى امثال اين رويكرد فكرى ، توجيهات كافى آورد امّا به هر حال اين روايات دربارهء موضع امام عليه السّلام نسبت به غير مسلمانان ، مختصر و سربسته است . مهمترين توجيهى كه ممكن است در اين باره به عمل آورد ، اين است كه : اين روايات در واقع بازتابى از شرايط سياسى - اجتماعى زمان صدور آنهاست . البته اين به معناى جعلى بودن آن روايات نيست ( زيرا هر روايتى بر طبق روشى كه در جاهاى ديگر بازگفتهايم ، منطق خاصّ خودش را دارد . ) بلكه مراد آنست كه به دليل شرايط ظالمانه عصر اموى و عباسى كه اصحاب ائمه عليهم السّلام با آن دست به گريبان بودند ، در ميان شيعيان چنين انعكاس يافته بود كه امويان و عباسيان ، نماينده ساير مذاهب اسلامىاند . از اين رو به مسائل مذهبى ، بيش از حدّ واقعى پرداخته مىشد و بدين جهت هواداران ائمه عليهم السّلام بيش از جهات ديگر ، نياز داشتند كه به مدد ائمه معصومين عليهم السّلام ، روحيه خويش را بالا ببرند . براى اين هدف ، راهكارهايى را در نظر گرفتند ؛ از جمله : اعلام مواضع امام مهدى عليه السّلام در مورد مسائل مذهبى و سرپوش نهادن بر ساير مواضع و كارهاى ايشان كه ارتباط زيادى با آن مسائل نداشته ، هر چند ممكن است در حكومت جهانى آن حضرت از اهميت بالايى نيز برخوردار باشد .
( 3 ) آن روايات ، عمق و گسترهاى جهانى داشت و مردم زمان صدور آنها ، قادر به فهم كامل آن نبودند و طبق اصل « با مردم به اندازهء عقلشان سخنگو » امامان معصوم عليهم السّلام نمىتوانستند درباره حكومت جهانى امام مهدى عليه السّلام بيش از اين سخن گويند .
به هر روى ، اين مشكل راه حلى ندارد و دربارهء روابط امام با غير مسلمانان ، جز مطالبى بسيار اندك در روايات چيزى نيامده است .
( 4 ) مشكل پنجم : نقص شخص پژوهشگر ؛ چون او فقط نماينده يك مرحله از مراحل متعدد رشد و بالندگى انديشه اسلامى است .
براى روشن شدن اين مطلب ، نكاتى را در پى مىآوريم :
نكته اول : مفهوم انديشه اسلامى ، در دو سطح مستقل قابل طرح است :
( 5 ) سطح اول : انديشه اسلامى به عنوان مجموعهاى از حقايق و قوانين ، آن چنان كه خداوند متعال و پيامبر او و ائمه عليهم السّلام آن را معرفى كردهاند . اين همان انديشهء برتر اسلامى و طرح و برنامهء كامل و عادلانه براى زندگى انسان است .
( 6 ) سطح دوم : انديشه اسلامى كه عالمان و متفكران مسلمان در طول اعصار مختلف مطرح ساختهاند . اين انديشه كه ريشه در كتاب و سنّت دارد ، تا حدّ فراوان برگردان و حكايتى از سطح اول و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: حسن سجادپور
ص٢٤