بر آمده از آن است .
مقصود اساسى آن است كه بتوان امّت اسلامى را نسل در نسل از طريق تمرين و دقتورزى در سطح دوم - كه نمادى از سطح اول است - در راستاى فهم و اطاعتپذيرى از سطح اول ، تربيت كرد .
انديشه اسلامى در سطح دوم خود همواره در راه رشد و تعميق هر چه بيشتر قرار دارد و از اين رو درست است كه گفته شود : هر يك نسل يا چند نسل از امت اسلامى ، نماد يك مرحله از مراحل سير انديشه اسلامى است كه همواره در حال رشد و بالندگى مىباشد . و بايد پذيرفت انديشه اسلامى - هم چنان كه بر پژوهشگران اين حوزه ، پوشيده نيست - هنوز به كمال خود نرسيده و حتى پارهاى از مسائل وجود دارد كه هرگز به آنها پرداخته نشده است .
( 1 ) نكتهء دوم : هر انديشمندى به طور طبيعى ، فرزند زمانهاى است كه در آن مىزيد و هر چند نبوغ و استعداد فراوانى هم داشته باشد ، نمىتواند زمان را درنوردد و مدعى شود كه به سطح اوّل انديشه اسلامى رسيده يا ادعا كند كه او از درجه بيدارى و فرهنگىاى كه نسلهاى آينده اسلامى برخوردار خواهند شد ، بهرهمند است ؛ همان فرهنگى كه بر اساس كشف اشتباهات گذشته و ترميم كاستىهاى موجود در آن ، سرپا مىايستد .
در اين صورت هر پژوهندهاى به عنوان نماد يك مرحله از مراحل رشد انديشه اسلامى ، به طور طبيعى و ذاتى داراى اين نقص است كه نمىتواند از سطح خويش فراتر رود . در حالى كه امام مهدى عليه السّلام - با وجود فرهنگها و افكار و قوانينى كه در هنگام ظهورش ، همه جا را فرا گرفته - نماد و نمايندهء سطح اول انديشه اسلامى است و به طور كامل سطح دوم را به سطح اول ارتقا داده و پيوند مىزند ؛ هم چنان كه اخبار اماميه بر اين مطلب ، تصريح كردهاند و ديگر مذاهب اسلامى هم معترفند كه آن حضرت ، اسلام را همانطور كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله عرضه داشته ، پياده خواهد نمود .
مشكل از آنجايى سر بر مىآورد كه پژوهندهاى بخواهد به آنچه فراتر از عصر و زمانه خويش است ، بينديشد و به شناخت حقيقت فردى كامل و جامعهاى عادلانه دست يابد .
( 2 ) نكته سوم : پس از شناخت كاستىها و مشكلاتى كه در اخبار تاريخ پس از ظهور وجود دارد ، بايد آنها را به كمك اصول شناخته شده اسلامى ، در چند زمينه زير حل و رفع نماييم :
1 . فهم متون به طور عام .
2 . درك تعبيرات رمزى و تأويلى .
3 . تلاش براى شناخت رويكردهاى عمومى كه امام مهدى عليه السّلام بر آن اساس در دو عرصه اجتماعى و قانونگذارى ، حركت خواهند كرد .
4 . ترجيح برخى متون روايى بر برخى ديگر .
. . . و ساير زمينهها .
پس از بيان اين نكات سهگانه ، روشن مىشود كه هر پژوهشگرى به ميزان بهرهمندىاش از
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: حسن سجادپور
ص٢٥