تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
[ در تعبير اين خواب ] مىگويد : امشب لشكرى از لشكرهاى الهى به اين شهر وارد شده است ، كه شما را ياراى ايستادگى در برابر آنها نيست . مردم مكه از شنيدن اين سخن هراسان مىشوند و با يكديگر مىگويند : چيز عجيبى پيش آمده ! . آنگاه در حالى كه همه از اين سپاه الهى سخن مىگويند ، از نزد مرد ثقفى بيرون آمده ، به جستجوى آن لشكر مىپردازند و در حالى كه خداوند قلبشان را از رعب و وحشت پر كرده است ، به عنوان مشاوره و خير خواهى به يكديگر مىگويند : درباره اين گروه شتاب نكنيد زيرا آنها كار خلافى در شهر انجام نداده‌اند و به روى كسى شمشير نكشيده‌اند و كار ناشايستى از آنها ديده نشده است و شايد در ميان آنها از تيره و نژاد شما هم كسى باشد . اگر بخواهيد در مورد آنها تصميمى بگيريد ، توجه داشته باشيد كه آنها مشغول عبادت هستند و سيماى صالحان را دارند و هر كس داخل حرم امن الهى شود جانش در امان است ؛ مگر وقتى كه حادثه‌اى بيافريند ، كه تا حال نيز چنين نكرده‌اند تا بهانه‌اى براى ستيزه‌جويى شما باشد . پيشواى مردم مكه - كه يك مخزومى است - مىگويد : من مطمئن نيستم كه پشت سر آنها نيرويى نباشد ، شايد نيروى عظيمى به پشتيبانى آنها بيايد كه با ورود آنها ، اين مسأله بسيار مهم و حساس شود . بنابراين مصلحت آن است كه تا نيرويى نرسيده ، اينها را در هم شكنيد زيرا تعدادشان اندك و به وضع شهر ناآشنا هستند و خيال مىكنم كه رؤياى دوستتان حقيقت دارد . بعضى مىگويند : اگر نيرويى كه به اينها ملحق مىشود ، مانند خودشان باشد كه نه اسلحه‌اى دارند و نه سنگرى ، با يك حمله مىتوانيد نابودشان سازيد . اين كار براى شما چون نوشيدن جرعه‌اى آب توسط انسانى تشنه است . آنها سخنانى از اين قبيل با يكديگر بازگو مىكنند تا پاسى از شب مىگذرد و خواب بر ديده‌ها چيره مىشود . تاريكى شب و سنگينى خواب ، ميان ياران قائم جدايى مىاندازد . پس از آن ديگر فرصت اجتماع پيدا نمىكنند تا آن كه حضرت صاحب الامر عليه السّلام قيام مىكنند . سپس ياران امام عليه السّلام يكديگر را طورى ملاقات مىكنند كه گويى از يك پدر و مادر به دنيا آمده‌اند و صبح از خانه بيرون آمده ، پراكنده شده‌اند و شبانگاه همه به خانه بازگشته ، دور هم گرد آمده‌اند . ( 1 ) نكته سوم : بيان فرازهاى مهمى از اين روايت به همراه نقد آن : 1 - اين روايت به روشنى از گرد آمدن آنها به طريق معجزه سخن مىگويد . آنها تنها يك روز در آنجا مىمانند و شب كه فرا رسد ظهور رخ مىدهد . اين برداشت با توجه به امكان سفر معمولى آنها به مكه ، با قانون معجزات ناسازگار است ؛ زيرا هرگاه بتوان با شيوه‌اى طبيعى به هدفى دست يافت ، ديگر راهى براى معجزه باقى نمىماند . 2 - اين روايت ، از ميزان اضطراب و وحشتى كه از ديدن آنها در دل مردم مكه و مسئولان آن مىافتد ، حكايت مىكند . تا جايى كه به فكر جنگ و ستيز با آنان مىافتند اما خداى بزرگ به سبب