پاسخ : بىترديد پاسخ مثبت است ولى نبايد در اين باره مبالغه كرد ؛ زيرا علت اصلى كماليافتگى و رشد معنوى فرد مسلمان در شهرهاى معمولى ( به استثناى شهرهايى هم چون قاهره ، نجف و قم كه جايگاهى علمى و معارفى در جهان اسلام دارند ) ، افزايش ستم و جفاى بر مؤمنان در همه نسلهاست و هر وقت مردمان شهر و ديارى ديوانه وار به سوى فساد و تباهى گام بردارند ، گروه مؤمنان و خداباوران آن شهر ، عاشقانه دل به حق خواهند سپرد « 1 » . علت اين فرآيند تكاملى كه أبدال ( مؤمنان واقعى ) از آن پديد مىآيند ، باطلگرايى و فساد بىحد و مرز گروهى است كه بيدادگرى و ستم بر مؤمنان را به نهايت مىرسانند .
چنين است كه از اين شهرها ، مؤمنانى كمال يافته و خالص بر مىآيند و اين موجب افتخار و مباهات براى ديگر همشهريان گمراه آنها نيست .
( 1 )
محور ششم : مشكل قانونى اقامت آنان در مكه ، از زمان ورود تا هنگام ظهور
در اين باره در ضمن چند نكته به بحث مىپردازيم :
نكته اول : تلاش براى فهم اساسى اين مشكل
علت اصلى اين مشكل ، حضور به ظاهر بىدليل ناآشنايانى غريب براى مدتى كم يا زياد در شهر مكه است . در جوامع قديمى اين مشكل قابل درك بوده كه به هر تازهواردى به چشم غريبه نگاه كنند و رفت و آمدهاى او را زير نظر بگيرند ؛ سخن گفتن با او سخت باشد و دوستى با او كار خطرناكى به حساب آيد . بلكه حتى فروختن اجناس به او با احتياط صورت گيرد . حال اگر آنها در قالب گروهى با نفرات زياد در آن شهر حضور پيدا كنند ، چطور ؟ مردم مكه دقيقا با چنين مشكلى روبرو خواهند شد .
( 2 ) چه درباره شيوهء ورود آنها به مكه برداشتى طبيعى داشته باشيم و چه برداشتى اعجازى ، اين مشكل در قوانين جديد بين المللى نيز وجود دارد . طبق برداشت طبيعى ، ندا در ماه رمضان خواهد بود و ظهور در روز دهم ماه محرم ؛ در نتيجه ، اين فاصله زمانى كه حدود چهار ماه مىباشد فرصتى كافى براى هر شخص مشتاقى است كه در سفرى معمولى براى ملاقات امام عليه السّلام به مكه رود . در اين فاصله ، مناسك حج انجام خواهد گرفت و رفتن به مكه براى اداى اين واجب امرى كاملا قانونى به حساب مىآيد .
( 3 ) مشكل در آنجاست كه از پايان مناسك حج تا روز دهم ماه محرم ، بيست و پنج روز فاصله است و به طور معمول حاجيان پس از پايان مراسم حج به وطن خود بازمىگردند . اين اتفاقى است كه هر ساله روى مىدهد . اما چگونه مىشود جمعيت انبوهى پس از سپرى شدن مراسم حج ، مدت نسبتا طولانى ديگرى نيز در آنجا بمانند ؟ ماندن آنها چه توجيهى مىتواند داشته باشد ؟
بىترديد آنها نمىتوانند از قصد خود با كسى سخن گويند بلكه حتى شايد نتوانند با يكديگر نيز
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 244 به بعد .